علل پدید آمدن عاشورا
عاشورا، تقابل اندیشه و کردارناب، با دل هایی که چراگاه بیگانه ها بودند.
رسول خدا(ص) فرمود:
اگر دل را نگهبانی می کردید که هر چرنده ای در چراگاه آن وارد نشود، آنچه را من می بینم، شما هم میدیدید و آنچه را می شنوم، شما هم می شنیدید.
آنان که گوششان به هر حرفی باز است، بیگانه از وحی خدا و سنت نبوی را به حریم دل آنان راه است و اعتقاد و اطاعتشان به یک ترجمه و یک نظریه، سست می شود و پندار خود را بر وحی خدا می بندند، چراگاه دلشان را به روی هر چرندهای گشودهاند، و لذا نه چشمشان میبیند و نه گوششان حق را می شنود. دل خوش کنندگان به اصطلاحها، مگر این حدیث را نشنیدند که ملاک صحت کلام معصوم، قرآن است و اگر به آن عرضه کردند و با آن راست نیامد، لایق کوبیدن به دیواراست؟ تا چه رسد به کلام غیرمعصوم.
مگر نشنیدند که مردی سالها در خانه به روی خود بست، در قرآن فرو رفت، کتابی از تناقضهای قرآن آراست و در اندیشه بود که آن را نشر دهد و از این همه یافتههای خود، در پوست نمی گنجید. قضا را دیدارش با امام صادق(ع) افتاد و حضرت به او فرمود:
"آیا ممکن است آنچه تو از قرآن فهمیده ای و ضد و نقیضش دانسته ای، آن نباشد که خدای متعال اراده فرموده است؟"
این جمله حضرت، جان او را بیدار کرد؛ دانست که در این سالیان دراز، بر خوشایند نفس و زینت شیطان رفته است. کتابی را که فخر خود می دانست، به آتش بیداری سوزاند.
عاشورا، جلوه تقابل دو تفکر است از دین، تفکری فربه شده از بسط شریعت، و تفکری پایبند به سنت نبوی.یک سوی میدان، تفکری فربه شده و بسط یافته از تسامح و تساهل نسبت به دین را به صف می یابیم. دین در این باور، نه محل بروز و صدور و اجرای احکام الهی است در پهنه جماعت مسلمین، بلکه خلاصه ای است در نماز، روزه، حج و ثواب اخروی.
و او را چه سعادت بود که با این جمله بیدار شد، وگرنه چه کسانی که جملهها هیچ تاثیری در آنان نکرد چون: خوارج، اصحاب جمل، کاخ نشینان شام و غاصبان غدیر.
همواره آنان که باب اخلاص را به روی تردیدها، شبهه ها و شریکها گشوده اند، به نفاق پنهان و آشکار مبتلا گشتهاند. آن جا که مرزهای اندیشه مسلمانان در شام به روی رومیان گشوده می شود و سلوک، سیاست و فرهنگ آنان خوشایند نخبگان و خواص حکومت واقع می شود، چه انتظار از پایبندی به اعتقادها و پای فشردن بر سیره رسول خداست؟ آن بزرگ انسان عالم خلق، رسول اکرم(ص)، در میان مردم، چون آنان می زیست. دارالخلافهاش مسجد بود، سلوکش هرگز به امیران و رهبران روزگارش شبیه نبود و تمام پندارها را از رهبری دگرگون ساخته بود، اما امروز در مرزهای گشوده! و رفاقت اعتقادی! و دلهای چراگاه وحوش، این شیوه بسنده نیست. کبکبه ای می خواهد و کاخی، دست به سینه ها و چاکرانی، بیت المال گشوده ای و اختیار بی حساب و کتابی، سیاستش که نیرنگ اساس آن باشد و فرهنگی که فریب، رنگ و لعاب آن، و زیرکی آن چنانی که در معاویه سراغ است، نه در علی(ع)، چرا که علی متعصب است به احکام الله و معاویه آزاد از تقید به آنها، و سیاست اموی را این لازم است، نه آن!!
در تمثیل قرآن هست که آن کس که چیزی را تمام دارد، بهتر است یا آن کس که چیزی را شریک دارد؟ پذیرش وحی، اعتقاد به توحید و انجام هر عملی، باید خالص برای خدا باشد. اگر چنین شد، حاصلش رستگاری است والا چه بسیار کسانی که گفتند لااله الاالله و رستگار نشدند. آیا در کلام رسول حق، خدشه ای بود که فرمود قولوا لااله الاالله تفلحوا؟ یا آنان که (اله) را طرد نکردند و(الله) را به کمال برنگرفتند تا به رستگاری دست یابند؟
علی(ع) که در میدان نبرد با پهلوان عرب، از سینه خصم برمی خیزد تا خشم فرو نهد و تنها به خاطر رضای حق، جان او را بگیرد، شایسته صفت "موحد" می گردد و برای هدایت مردم برگزیده می شود. او که پیام برائت رسول خدا را برمی گیرد و بی هیچ ملاحظه ای - نه برای مراعات جان و نه خوشایند و بدایند کفار و مشرکین - تنها به انجام تکلیف که قرائت برائت خدا و رسول او از مشرکان است، می اندیشد، صلاحیت می یابد که سکان جامعه مسلمین را در دست گیرد.
اینان که امروز در برابرزاده رسول خدا صف آراسته اند، مرزهای دل خود را به روی هر چرنده ای گشوده اند و لذاست که گفتار حق حسین (ع) و یارانش در دل آنان فرو نمی رود و چشمهایشان حسین(ع) را بر دوش پیامبر نمی بیند.
اینان، بارها اطاعت خدا و رسول او را در پای خوش آمدها و ملاحظه های قومی، منطقه ای و جهانی قربانی کردهاند، که امروز حجت خدا را قربانی امیال خود می کنند.
اینان، مکرر ملاک ارزیابی حق و باطل را زیر پا نهادند تا امروز ملاکشان فرمان یزید است.
اینان، قبلا بر منبر رسول خدا پذیرای غاصبان، کج اندیشان و بداندیشان شدهاند که امروز یزید را بر آن مسند، امیرالمومنین می دانند و حکمش را حکم خدا!؟
اخلاص که رفت، نفاق می آید. پای فشردن بر احکام الهی که رفت، احکام غیرجایگزین می گردد. حاکم عادل و متقی که رفت، فرمانروای ظالم و فاسد بر کار مسلط می شود. مرزها که شکست، دل ها چراگاه هر فکر، ایده و نظر می گردد. و اینها، یکباره و از آسمان نازل نمی شود که با یک لبخند، یک نشست، یک رضایت و یک احسنت شروع می شود و از بیرون و درون، دست بیگانه و نفس به هم می رسد و کار به این جا کشانده می شود.
اخلاص که رفت، نفاق می آید. پای فشردن بر احکام الهی که رفت، احکام غیرجایگزین می گردد. حاکم عادل و متقی که رفت، فرمانروای ظالم و فاسد بر کار مسلط می شود. مرزها که شکست، دل ها چراگاه هر فکر، ایده و نظر می گردد. و اینها، یکباره و از آسمان نازل نمی شود که با یک لبخند، یک نشست، یک رضایت و یک احسنت شروع می شود و از بیرون و درون دست بیگانه و نفس به هم می رسد و کار به این جا کشانده می شود.
چرا حسین(ع) هدف قیام خود را، احیای سنت جدش، پیامبراکرم معرفی کرد؟ سنت پیامبر، دستخوش چه بدعتها، مرزشکنیها و اندیشههای ناصوابی قرار گرفته بود که حسین(ع) جان خود و یاران و اسارت خاندانش را برای اصلاح آن به میدان آورد؟
کربلا، میدان مقابله این دو گروه است، گروهی که سنگر اندیشه وعمل خود را به روی بیگانه گشوده است و میزان را تنها عقل خود قرار داده اند. عقلی که با اطاعت ناب خدا و رسول پیراسته نگردیده و آلوده انحراف و طغیان گشته است. با گروهی که اندیشه و عمل خود را در زلال کوثر ولایت از هر بیگانه ای پاس داشته و سنگربان بیداری چون حسین(ع) را میزان صحت و سقم اندیشه و عمل خود قرار داده اند.
اخلاصی که در سعادت و کمال انسان، آن قدر حائز اهمیت است و بدون آن، اعمال انسانی، هبا منثوراست، و چون گردی، با کوچکترین رویکرد دنیا پراکنده می شود، آن چنان که اثری از آن نماند، اوج جلوه نقش خود را در کربلا به میدان آورد.
اندیشهها و باورهای پاک، خالص و ناب که در جهاد مستمر با نفس، از آلودگیها صیانت شده بود، در صف حسین(ع) به استقبال شهادت ایستادند و همایش ابدی، برای بیداری انسانها آفریدند، که تا دنیا باقی است، آن که رنگ خدایی دارد و مهر اخلاص بر کردار و اندیشه اش خورده است، در این صف در مقابل ناکسان و دین به دنیا باختگان بایستد و آن که رنگ غیرخدایی دارد، چه رنگ غربی و چه رنگ شرقی، یعنی رنگ غیر ولایت به خود گرفته باشد، در صف دنیا طلبان در مصاف با حسینیان زمان قرارگیرد.
حسین(ع) با یاران نابش در میدان کربلا ایستاد تا دلهای گشوده به روی هر چرنده ای را رسوای تاریخ کند.
ایستاد تا آنان که بر خوشآمد غیر خدا دل خوش کردهاند، به سراب پندارشان، حسرتی جگرسوز و به کردار زشتشان، پایانی دردناک رقم زنند. ایستاد تا مرزهای عقیده وعمل، تا پایان دنیا با رنگ خون، معین و مشخص باشد. مرزها مقدسند و دلها حریم کبریا، و نامحرمان متجاوز به مرزها و حریمها را چه عاقبت، جز ننگ و شکست و این درس عاشوراست که :
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
تقابل دو تفکر در عاشورا
عاشورا، جلوه تقابل دو تفکر است از دین، تفکری فربه شده از بسط شریعت، و تفکری پایبند به سنت نبوی.
یک سوی میدان، تفکری فربه شده و بسط یافته از تسامح و تساهل نسبت به دین را به صف می یابیم. دین در این باور، نه محل بروز و صدور و اجرای احکام الهی است در پهنه جماعت مسلمین، بلکه خلاصه ای است در نماز، روزه، حج و ثواب اخروی. آن جا که "شریح قاضی" عالم مدعی، به فتوای قتل حسین بن علی(ع) مینشیند یا "ابوموسی اشعری" در مقام حکمیت، به عزل علی(ع) لب می گشاید، چه فربهی در معرفت دینی آنان حاصل شده است؟ اگر اقتضای زمان و عقل معیشت دنیا، معرفت دینی را فربه می سازد، این نتیجه آن فربهی است و نتیجه با مقدمه کاملا همخوان است. جایی که "ابوسفیان" و امویانی چون "مروان" و "ولید"، آن تبعیدیان مادام العمر توسط رسول خدا، در صف شریعت خواهان و حاکمان دینی ظاهرمی شوند و حکم در دست می گیرند و اجتهاد میکنند، چه بسطی در شریعت صورت گرفته است؟ اجتهاد اموی در برابر نص نبوی وعلوی، نه آن بسطی که میوه اش این است؟
رسول خدا(ص) فرمود:اگر دل را نگهبانی می کردید که هر چرنده ای در چراگاه آن وارد نشود، آنچه را من می بینم، شما هم میدیدید و آنچه را می شنوم، شما هم می شنیدید.
مجلسی که در آن خلیفه، جانشین رسول الله!! دست به قدح شراب می برد و خنیاگران می نوازند و رقاصان به رقص، آن هم در دارالخلافه، چه تسامح و تساهلی در احکام دین و سنت نبوی صورت گرفته است که توجیه و گذشتن از کنار هتک حرمات الله، عین دیانت و دین مداری تلقی می گردد؟ مگر دربار شام، خالی از صحابی و مومنان به دین بود؟ نه، بلکه آنان در جریان تفکر تغذیه شده از آزادشدگان رسول خدا و جذب شده به اسلام توسط غنایم مسلمین، به باوری از دین رسیدهاند که چنین محرماتی را عین اقتضای زمان و عقل معاش و تدبیر امت میدانند! اگر در کاخ معاویه و یزید، مشاوران غیرمسلمان، تدبیر سیاست و حکومت به امیرمومنان!! میآموزند، چه تسامح و بردباری مذهبی صورت گرفته که مرزها چنین مخدوش شده اند؟
مدارای در دین، به هر مفهومی باشد، اگر منتهی به زیر پا گذاشتن یک حکم از احکام الهی شود، مخدوش است و القای ستمگرانی است که حقانیت دین را دشمن دارند و طالب برچیده شدن قدم به قدم دین از صحنه اجتماعند.
اگر امام یا فقیهی عادل و با تقوا، در جهت مصلحت مسلمین، چند صباحی حکمی را تعطیل نماید، نه از باب مدارا و تسامح است، که برای حفظ قدرت اسلام و تقویت مسلمین می باشد."تقیه" در این دیدگاه، سلاح است نه تسلیم، خود یک حکم الهی است نه نفاق، و یک تدبیرعقلانی و شرعی است، نه یک ضعف. علی(ع)، اگر پس از انحراف ولایت در"سقیفه"، شمشیر در نیام می کند، کسی او را به جبن و ترس و نفاق متهم نمی نماید، بلکه او را می ستاید که برای وحدت امت اسلام و تقویت آن، نفس خود را در رضایت الهی محبوس می نماید تا چراغ هدایت حق برافروخته بماند. اما مدارا و تدبیری که از اسلاف یزید و خود او دیده می شود، هتک حریم احکام الله است و شکستن مصلحت و قوام و دوام مسلمین. مگر کسی می تواند تدبیر امت اسلام و حفظ قوت وعزت آن را بنماید، اما خود از اسلام وعزتش بی بهره و کم نصیب باشد؟
آن جا که علی در صفین، حاضر نشد لشکریان معاویه را به محاصره اقتصادی کشد و شریعه آب را به روی آنان ببندد، ولی معاویه چنین کرد، تفاوت تدبیر روشن گشته بود. علی(ع) بر احکام خدا پای می فشارد، و برای رسیدن به دنیای آباد، بر سر دین خدا معامله نمی کند و متعصبانه بر باور دینی پای می فشارد، ولی معاویه همه چیز را مباح می داند و فرق این دو درهمین معناست.
وقتی از علی(ع) خواستند تا چند صباحی معاویه را بر استانداری شام به رسمیت بشناسد، چیزی به (طلحه) و (زبیر) بدهد و آنان را راضی روانه بصره کند تا قدرتش استوار گردد و بعد آنچه خواهد، انجام دهد، این پیشنهاد، جز مدارا، تسامح و تساهل با اهل باطل و زیاده طلبان بود؟ چرا علی(ع) زیر بار نصیحت یاران غافل خود نرفت؟ مدارا در این جا، شکستن اسلام است. شکستنی که جبران آن ممکن نیست. اگر به دست ولی امر مسلمین، چنین شکافی در اسلام پدید آید، چه دستی توان پر کردن آن را خواهد داشت؟علی(ع) چه باک دارد از این که او را مدبر بخوانند یا نخوانند؟ چه بیم دارد از این که شکست بخورد یا پیروز شود؟ مدحش کنند یا مذمتش نمایند؟ پیرویاش کنند یا مقابلش بایستند؟ او برای این چیزها زمام حکومت مسلمین را به دست نگرفته است که امروز دغدغه از دست دادن آن را با تدبیرها و تسامح های این چنینی جبران کند. او برای خدا به میدان هدایت امت آمده است و ذرهای کردار و گفتار خلاف هدایت از او صادر نخواهد شد. او به رضایت حق نظر دارد و اطاعت او را آویزه گوش خود کرده است، نه دشمنان خدا را، پس نه چیزی می گوید و نه کاری میکند که دشمنان خشنود شوند. امروز هم حسین(ع) و یزید ادامه همان پیکار علی(ع) و معاویه هستند. یکی در اندیشه رضای حق و اطاعت از او که پایبندی بر شریعت است و جریان آن به مصلحت، عزت و کرامت مسلمین؛ و دیگری در فکرخوش آمد سلیقه ها و اندیشه های مختلف که در اثر بردباری، تسامح و تساهل، گردهم آمده، دربار شام را مرکز خود ساختهاند و دغدغه عیش و نوش فراهم شده از این فربهی معرفت دینی، دین ابوسفیانی، آنان را وادار به هر کاری می کند. عدم پایبندی یزید و مشاوران و نزدیکان او به دین و احکام خدایی، معرفتشان را برای سنخیت با جهنم فربه میساخت، آن چنان که شکمشان با بلعیدن بیت المال مسلمین فربه می شد و رنگ رخسارشان، سرخی آتش به خود می گرفت.
و در آن سوی میدان، تفکر علوی، پیرو قرآن و سنت نبوی، در اندیشه جریان احکام الله در جامعه، خوش به رضایت خدای تبارک و تعالی، پشت به رضایت دنیاداران و افسارگسیختگان وادی تطمیع و ارعاب، نه در قبض (تحجر و گوشه نشینی)، تا در گوشه عزلت، چون برخی نامداران زمانه، از رویارویی تمام کفار با تمامی اسلام چشم بپوشند و به ذکر بی فکر بپردازند و از پاسخگویی به نیازهای زمانه باز مانند، و نه در بسط (تسامح و تساهل نسبت به حدود الهی) که یزید را در مسند امیرالمومنین پذیرا گردند و دست در دست کفر اموی بگذارند و زر و قدح آنان را به رضوان الهی ترجیح دهند. اینان بر سر احکام خدا، غیرتمندانه ایستادهاند و بر سر آن حاضر به بردباری و معامله نیستند، اگر چه جان، سودای این ایستادگی شود و زنان و فرزندانشان به اسارت دینداران فربه شده درآیند. تفکر آنان از دین، در ولایت جهت یافته است و زنگار جاهلیت اموی و تبلیغات گسترده آنان، در دل آکنده از محبت آنان به اهلبیت(ع) بی تاثیراست. آنان اسب سرکش نفس و سوسوی علم وعقل را در دستهای با کفایت ولایت، در میدان ظلمات کفر و ضلالت جهل، به مرکبی رام و چراغی فروزان بدل کردهاند. آن چنان که برای همیشه، کشتی نجات، چراغ هدایت خلایق گشتهاند و راه خدا را برای همیشه بر دزدان معرفت دینی بسته و بر تشنگان هدایت ولایی، باز و هموار باقی گذاشته اند.
عید غدیر در سیره اهلبیت(ع)
غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى» ، بلکه به عنوان یک«عید اسلامى» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصىرا مىطلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلکه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آنرا بزرگ داشت و برشکوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.
مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن» این روز مقدس، به زمان پیامبراکرم(ص)مىرسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینىادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امامرضا(ع)آن را آشکار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مىداشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.
رمز عید بودن «غدیر» نیز، کمال دین و اتمام نعمت در سایهتداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت» را بهصاحب ولایت تبریک گویند و با آن حضرت بیعت کنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى کرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»
آیه قرآن که به صراحت، این روز را روز اکمال دین و خشنودىپروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نکته راحتى «طارق بن شهاب» مسیحى که در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود که گفت: اگر این آیه(الیوم اکملت لکمدینکم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیهرا عید مىگرفتیم. هیچ یک از حاضران نیز حرف او را رد نکردند. خود عمر نیز سخنى گفت که به نوعى پذیرش حرف او بود.
عید گرفتن غدیر
غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى» ، بلکه به عنوان یک«عید اسلامى» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصىرا مىطلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلکه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آنرا بزرگ داشت و برشکوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.
همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان که رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى که پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به ایننکته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى که مىفرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است که خداىمتعال مرا فرمان داد تا برادرم علىبن ابىطالب را به عنوانپرچمى هدایتگر براى امتم تعیین کنم که پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است که خداوند در آن روز، دین راکامل ساخت و نعمت را بر امتم به کمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»
کلام دیگر پیامبر(ص)که فرموده بود: «به من تهنیتبگویید، بهمن تهنیتبگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر درکلام حضرت رسول است.
خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفتو در سالى که روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشکوهمند را مقارن قرار داده است که کمال هرکدام به دیگرى است،تا نیکى واحسان خویش را در باره شما کامل سازد و شما را به راهرشد برساند و شما را دنبالهرو کسانى قرار دهد که بانور هدایتشروشنایى گرفتهاند و شما را به راه نیکوى خویش ببرد و به نحوکامل از شما پذیرایى کند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاک سازد و آلودگیهاىجمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیتتقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاىمطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و کمال این عید، فرمانبردارىاز امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پستوحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایتبه امر الهى قبول نمىشود و اسباب طاعتخدا جزبا چنگ زدن به دستگیرههاى خدا و اهلولایت، سامان نمىپذیرد.
خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل کرد که بیانگرارادهاش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد کهپیام را ابلاغ کند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .
(تا آنجا که فرمود:)رحمت خدا برشماباد! پس از پایان اینتجمع، به خانهها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیکى کنید و خداوند را بر نعمتى که ارزانىتانکرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، بهیکدیگر نیکى کنید، تا خداوند هم الفتشما را پایدار کند، ازنعمت الهى به یکدیگر هدیه دهید، آن گونه که خداوند برشما منتنهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیکى دراین روز، ثروت را مىافزاید و عمررا طولانى مىکند. ابراز عاطفه و محبتبه هم در این روز، موجبرحمت و لطف خدا مىشود. تا مىتوانید، در این روز از وجودتان خرجخانواده و برادرانتان کنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور کنید... »
آیین عید غدیر و ائمه
ائمه اهلبیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیکوکارى در آن را بیان کردند.
فرات بن احنف مىگوید: به امام صادق(ع)عرض کردم: جانم فدایت!
آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفهدارند؟ فرمود: آرى! با فضیلتترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است که خدا دین را در آن کامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اکملت لکمدینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا)گفتم: آنکدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یکى از پیامبران بنىاسرائیلمىخواست جانشین خود را تعیین کند و انجام مىداد، آن روز را عیدقرار مىدادند. آن روز، روزى است که پیامبر اکرم(ص)على(ع)را بهعنوان هادى امت نصب کرد و این آیه نازل شد و دین کامل گشت ونعمتخدا بر مومنان، تمامشد. گفتم: آن روز، کدام روز از سالاست؟ فرمود: روزها جلو و عقب مىافتد، گاهى شنبه است، گاهى یکشنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه کارىسزاوار است که انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشکر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى که خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم که آن روز را روزه بگیرید.
حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مىکند که: به آن حضرت عرضکردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدىاست؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریفتر از آن دو. پرسیدم: چه روزى است؟ فرمود: روزى که امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه کارىسزاوار است که انجام دهیم؟ فرمود: روزه مىگیرى و برپیامبر ودودمانش درود مىفرستى و از آنان که در حقشان ستم کردند، بهدرگاه خدا تبرى مىجویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویشدستور مىدادند روزى را که جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش کسى که آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.
عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت کرده که: از حضرتصادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدىدارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترمتر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزىکه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب کرد وفرمود: «من کنت مولاه فهذا على مولاه» . عرض کردم: آن روز، چهروزى است؟ فرمود: به روزش چه کاردارى؟ سال در گردش است، ولى آنروز، هیجدهم ذىحجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه کارىانجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادکردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مىکنید. همانا پیامبراکرم(ص) توصیهفرمود که مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنینمىکردند و به جانشینان خود وصیت مىکردند که روز تعیین جانشینرا عید بگیرند.
امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبولنزد خداوند مىدانست و آن را «عید بزرگ خدا» مىشمرد.
در «خصال» صدوق از مفضل بن عمر روایتشده که: به حضرتصادق(ع)عرض کردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مىدانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذىحجه است. روزى که پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرتامیر(ع)را بلند کرد و او را حجتبر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بکنیم؟ فرمود: با آنکه هرلحظه باید خدا راشکر کرد، ولى دراین روز، به شکرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مىکردند که روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.
در حدیث دیگرى در «مصباح» شیخ طوسى» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى کرده است که خداوند حرمت آنرا برمومنان گرامى داشته و دینشان را کامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویشرا تجدید کرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شکرانه دانسته که روزهاش معادل شصت ماه از ماههاىحرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.
در حدیثى دیگر است که، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هوادارانو شیعیانش فرمود: آیا روزى را که خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشکار کرد و آن را براى ما و دوستانو شیعیانمان عید قرار داد، مىشناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى که خودش 90 سال داشت.)گفته است که حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات کردم، درحالى که در محضر او جمعى از یاران خاص وىبودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و بهخانههاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى کفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مىفرمود.
محمدبن علاء همدانى و یحیى بنجریح بغدادى مىگویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسکرى«ع») درشهر قم به درخانهاش رفته، در زدیم. دخترکى آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبتبه این روزفرخنده است.
امید است که جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تکریم این حبل المتیناستوار شیعه، دین خویش را نسبتبه بنیادهاى اعتقادى ادا کنند.
نویسنده:جواد محدثى
عید غدیر خم
«غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیک منطقة «جحفه» است. که در آن روزگار چشمهای روان و درختانی کهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی «غدیر خم» حاجیان شهرها و سرزمینهای مختلف عربستان پس از انجام مناسک حج و هنگام بازگشت به شهر و دیارشان در این منطقه از هم جدا می شدند. آنچه نام این محل را در تاریخ اسلام مهم و به یادماندنی کرده است به سال دهم هجری و تصمیم پیامبر اسلام (ص) برای زیارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ایشان مبنی بر اینکه امسال آخرین حج ایشان خواهد بود، برمیگردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسیله قاصدانی از این امر مطلع شدند.
در پی این فراخوان پیامبر اسلام(ص) با اجتماع عظیمی از مردم، مدینه را به قصد مکه ترک فرمودند. اجتماع باشکوهی از مسلمانان آن سال در مراسم حج شرکت کردند؛ که آن سال حجه الوداع پیامبر(ص) بود. پس از پایان مراسم حج پیامبر(ص) دستور دادند که حجاج باید حرکت کنند تا در غدیر خم حاضر باشند. همچنین پیامبر به 12 هزار نفر از حجاج یمن – که مسیرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدیر خم بیایند. در مسیر بازگشت حجاج، جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «هان! ای پیامبر! آنچه را که از سوی پروردگارت به تو نازل شده است تبلیغ کن و اگر چنان نکنی پیام رسالت را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید.» ( سوره مائده، آیه 67 )
در پی ابلاغ این دستور پیامبر دستور توقف کاروان حجاج را در منطقه غدیر خم دادند و امر فرمودند کسانی که جلوتر هستند بازگردند و کسانی که عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدیر خم برسند. اجتماعی که تعداد آن را بین نود تا صد و بیست هزار نفر ذکر کردهاند. پیامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالای منبری از جهاز شتران در حالی که حضرت علی (ع) در کنار ایشان قرار داشت خطبه ای ایراد فرمودند. پیامبر(ص) در این خطبه با ستایش و حمد خدا شروع و حدیث ثقلین را بیان فرمودند سپس در حالی که دست حضرت علی (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ایشان را درکنار رسول خدا مشاهده نمایند، از مردم پرسیدند: «ای مردم آیا من از خود شما بر شما اولی و مقدم نیستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله ای رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم می باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست.» سه بار این جمله را بیان کردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن دارد و یاری نما هر کسی که او را یاری می نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «ای مردم حاضرین به غایبین این پیام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود که بار دیگر جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم.» ( سوره مائده، آیه 3 )
سپس پیامبر دستور داد که مردم با حضرت علی (ع) بیعت کنند. مردم دسته دسته به خیمه پیامبر(ص) که حضرت علی (ع) در آن بود وارد و با حضرت علی(ع) بیعت کردند و به ایشان تبریک میگفتند. ابوبکر، عمر، طلحه و زبیر جزو اولین بیعت کنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علی (ع) گفت: «بر تو گوارا باد ای پسر ابی طالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.» مراسم بیعت با حضرت علی (ع) سه روز به طول انجامید. حسان بن ثابت انصاری در آن روز دربارة این انتخاب و امامت و جانشینی حضرت علی (ع) ابیاتی را سرود.
حدیث غدیر توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبکر، عمر، عثمان، عمار یاسر، ام سلمه، ابوهریره، سلمان، زبیر، زیدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاری و 83 تن از تابعین مثل سعید بن جبیر و عمربن عبدالعزیز نقل شده است. پس از تابعین نیز 360 تن از محدثان، حدیث غدیررا در آثار خویش نقل نموده اند که سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علمای شیعه همگی غدیر را حدیثی متواتر دانسته اند. مورخی مثل یعقوبی که اولین کتاب تاریخ عمومی را در جهان اسلام نوشته نیز واقعه غدیر را ذکر کرده است. همچنین مورخانی مثل محمد بن جریر طبری، ابن اثیر، سیوطی، شهرستانی، ابونعیم اصفهانی این واقعه را بیان کرده اند و حتی برخی از آنان کتاب های مستقل در باب غدیر تألیف کردهاند مثل «الولایه فی طرق حدیث الغدیر» اثر محمد بن جریر طبری.
عید غدیر خم بزرگترین عید در نزد ائمه (ع) و شیعیان آنان بوده است و در طول تاریخ همواره آن را گرامی داشتهاند.
«در کتاب ثوب الاعمال شیخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده که گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آیا برای مؤمنان عید دیگری جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آری. روزی و عیدی که از همه بزرگتر است و آن روزی است که امیر المؤمنین علی (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پیمان ولایت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدیر خم نهاد، پرسیدم کدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغییر می کند، آن روز، روز هجدهم ذی الحجه است....»
افسران جوان در برابر جنگ نرم چه می کنند؟
تعبیر زیبا و فکورانه رهبر معظم انقلاب از دانشجویان به عنوان افسران جوان درجبهه مقابله با جنگ نرم نگارنده را بر آن داشت که بصورت اجمالی و گذرا به قسمتی از شرح وظایفی که می توان برای دانشجویان عزیز در اینباره متصور بود، را به نگارش در آورد.
جنگ نرم بر علیه جمهوری اسلامی ایران از برنامه های قطعی استکبار جهانی می باشد که به دلیل ناامیدی و ناتوانی از مقابله نظامی با ایران در دستور کار- به صورت جدی- قرار داده است. در این میان حوادث بعد از انتخابات فرصت بسیار مناسبی را ایجاد کرد که جنگ نرم بر علیه ایران را وارد فاز جدید ومناسبتری کند. به اعتقاد کارشناسان بهترین فضا برای اجرایی کردن هرچه بیشتر جنگ نرم در این مقطع حساس دانشگاه ها می باشد چون طراحان جنگ نرم بیشترین سرمایه گذاری را برای ایجاد شبکه و یارگیری ابتدا بر روی نخبگان و دانشگاهیان انجام داده و سپس از طریق آنها به بدنه جامعه منتقل می کنند.تعبیر زیبا و فکورانه رهبر معظم انقلاب از دانشجویان به عنوان افسران جوان درجبه مقابله با جنگ نرم نگارنده را بر آن داشت که بصورت اجمالی و گذرا به قسمتی از شرح وظایفی که می توان برای افسران جوان –دانشجویان عزیز- در اینباره متصور بود را به شرح ذیل بیاورد.
1 - ولایت پذیری و دفاع از حریم ولایت بحث ولایت پذیری و دفاع از حریم ولایت از دو منظر قابل تامل می باشد . اول آنکه تحلیل مجموعه اقدامات انجام گرفته برای براندازی نرم –جنگ نرم- در ایران نشان می دهد که طراحان جنگ نرم بر علیه ایران به علت جایگاه ولایت فقیه در اعتقادات جامعه ایران و میزان تاثیرگذاریش و همچنین به عنوان مهمترین عامل در پیشگیری از براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی آنهم با وجود گذشت قریب به سه دهه از عمر انقلاب ایران ، بیشترین طراحی را برای مشروعیت زدایی و مخصوصا اعتبار زدایی از جایگاه ولایت فقیه و به صورت مشخص از شخص مقام معظم رهبری را در دستور کار خود قرار داده اند. دوم انکه ولایت فقیه به عنوان یک فقیه عالم و با تقوا وعادلترین و آگاه ترین فرد به مسایل سیاسی و حکومتی قطعا شایسته ترین فرد برای اطاعت پذیری نیز خواهد بود . در چند ماه اخیر در حوادث بعد از انتخابات یکبار دیگرنقش رهبری و جایگاه آن برای حفظ نظام به خوبی برای دوست و دشمن آشکار شد،آنهم در شرایطی که شاید بسیاری از اهداف برای تحقق انقلاب مخملی در ایران اتفاق افتاده بود و یا شرایطش مهیا شده بود. رهبری بزرگوار به عنوان فصل الخطاب و همچنین به عنوان مهمترین رکن جامعه ایران برای حفظ و انسجام ملی و اسلامی سبب شد که کشور از فتنه ی بزرگ به سلامت عبور کند . وجود ولایت فقیه به عنوان بزرگترین عامل در جلوگیری از بوجود آمدن انقلاب مخملی در ایران نشان داد که تفاوت ایران با گرجستان ، اوکراین و حتی کشور قدرتمندی همچون شوری سابق دروجود جایگاه ولایت فقیه در ساختار حکومتی و سیاسی و مذهبی می باشد.بنابراین این دو موضوع نشان می دهد که افسران جوان باید در اولین گام ها ولایت پذیری و دفاع از حریم ولایت را در صدر برنامه های خود برای مقابله با جنگ نرم را قرار دهند.
2- حفظ هویت ایرانی اسلامی اساس جنگ نرم برای تحت تاثیر قرار دان باورهای فرهنگی و اعتقادی جامعه هدف می باشد. فلذا ضروریست برای مقابله با جنگ نرم حفظ و عمق بخشی به هویت ایرانی و اسلامی جز اولین و شاخص ترین برنامه های افسران جوان در مقابله با جنگ نرم باشد.امروزه جنگ نرم برای التقاتی کردن اسلام ناب برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرده است. آنان به دنبال آن هستند که با ترویج فرهنگ سکولار هویت اسلامی را تحت تاثیر قرار داده و از درون به لحاظ محتوایی متلاشی کنند و آن اسلامی باقی بماند که در ادبیات سیاسی کشورمان به اسلام آمریکایی معروف شده است.
استکبار جهانی الخصوص آمریکایی ها به وسیله رسانه های وابسته شان در تلاش بوده اند که الگوی های شخصیتی جدیدی به جوانان ایران معرفی کنند. آنان در این میان سعی دارند بسیاری از ارزش های فرهنگ آمریکایی را به شخصیت جوان و دانشجو ایرانی القا کنند.بنابراین بهترین راه برای مقابله با این جریانات حفظ و عمق بخشی هرچه بیشتر و توجه به هویت ایرانی اسلامی می باشد.
3- مقابله رسانه ای و بالا بردن سواد رسانه ای جنگ نرم در حوزه رسانه ها اتفاق می افتد.این جمله یک ادعای کارشناسی است که موید این مطلب است که بسیاری از بار جنگ نرم بر دوش رسانه ها می باشد. کشور ی که از رسانه های قوی و متعددی برخوردار نباشد قطعا در این جنگ رسانه ی که به فرهنگ و اعتقادات آن کشور تهاجم شده است ، شکست خواهد خورد. دانشجویان –افسران جوان -اگر از سواد رسانه ای کافی برخوردار نباشند قطعا نخواهند توانست در فضایی سنگین رسانه ی این روزهای جهان تاب بیاورند .
در این میان طراحان جنگ نرم سرمایه گذاری خاصی بر روی نشریات دانشجویی خواهند کرد و قابل پیش بینی است که بعضی از نشریات دانشجویی نمایندگی جنگ نرم را خواهند کرد. این مسئله باید مورد توجه جدی قرار بگیرد زیرا نشریات دانشجویی تاثیرات خاص خود را بر روی فضای افکار عمومی دانشگاه ها دارند.البته آنچه به صورت ویژه ای بر روی آن کار خواهد شد فضای سایبری می باشد زیرا به نظر می رسد به علت پرکار بودن طراحان جنگ نرم در فضای مجازی به صورت ویژه به آن پرداخته شود. اگر یک اصل را بپذیریم که اطلاع رسانی از ابزار مهم جنگ نرم است، بنابراین در حوزه رسانه و نشریات دانشجویی به صورت ویژه افسران جوان باید فعال باشند.
4- خوشبین بودن از مهمترین اهداف جنگ نرم در کشورهای هدف ایجاد روحیه رخوت،ناامیدی و بی نشاطی در آن جامعه می باشد. همچنانکه مقام معظم رهبری در دیدار چند روز قبل با دانشجویان فرمودند در برابر این ترفند باید دانشجویان به آینده خوشبین باشند. رهبر انقلاب اسلامی، نگاه امیدوارانه و خوشبینانه به آینده را باعث تقویت جبهه ملت ایران در مقابل جنگ نرم دشمنان دانستند و فرمودند:« این خوشبینی، متکی بر تحلیلِ واقع بینانه است ».بنابراین دانشجویان باید به آینده انقلاب و کشور و خود خوشبینانه نگاه کنند زیرا دشمن در طراحی جنگ نرم به دنبال ان هست که شور کار ، نشاط و امید به آینده را از آنان بگیرد.
5-اصالت دادن تحصیل علم بر فعالیت های سیاسی مقطعی همچنانکه مقام معظم رهبری اشاره فرمودند که «بنده همیشه دانشگاهها را به تولید علم و نهضت نرم افزاری فرامی خوانم چرا که برتری علمی را یک رکن امنیت بلندمدت کشور می دانم. ودر ادامه رهبر انقلاب اسلامی با هشدار به دانشجویان و دانشگاهیان درباره طرح دشمنان برای ایجاد اختلال در کار علمی دانشگاهها نیزافزودند: همه مراقبت کنند در این مسائل سیاسی کوچک و حقیر، کار علمی دانشگاهها و کلاسها و مراکز تحقیقاتی دچار آسیب نشود و هدف آشکار و مشخص دشمن برای اینکه حداقل مدتی دانشگاهها را به تعطیلی و تشنج و اختلال بکشاند محقق نگردد.بنابراین اصالت تحصیل علم بر فعالیت های سیاسی مقطعی یک اصل مهم برای افسران جوان در جبهه مقابله با جنگ نرم می باشد. البته افسران جوان باید توجه داشته باشند که گاهی حتی بعضی از کنفرانس های علمی به لحاظ محتوا و پیام مصداق جنگ نرم می باشند و توجه نمایند که طراحان جنگ نرم در دانشگاه ها ممکن است درغالب گروه های تحقیقاتی – پژوهشی دست به جاسوسی نیز بزنند.
- مواجه درست با نافرمانی های مدنی تشکلی های دانشجویی و مقابله با پروژه بی ثبات سازی و ایجاد نارضایتی یکی از اهداف مهم در جنگ نرم آن هست که دانشجویان و الخصوص تشکل های دانشجویی دست به نافرمانی های مدنی ، اعتراض های غیر قانونی و تحصنات ودادن بیانیه ها افراطی و گرفتن متینگ های سیاسی مخرب بزنند. این مسئله با حوادث بعد از انتخابات برای شروع ترم جدید قطعا به صورت جدی تری دنبال خواهد شد. تلاش در جهت ایجاد نارضایتی در میان دانشجویان از دیگر برنامه های طراحان جنگ نرم می باشد که افسران جوان باید توجه داشته باشند که خود تکمیل کننده پازل دشمن در این زمینه نباشند.آنچه در اینباره به نظر می رسد آنستکه باید بدور از افراط و تفریط این مسله توسط خود دانشجویان مدیریت شود.
7-مقابله با مجموع اقدامات مغرضانه برای نشان دادن عدم کارآمدی و مشروعیت دولت منتخب یکی دیگر از مواردی که در طراحی ها برای انقلاب مخملی در ایران در نظر گرفته شده است اقدامات تخریبی احتمالی برای نشان دادن عدم کارآمدی و مشروعیت و اعتبار دولت منتخب –دولت دهم – خواهد بود وباید چنین گفت مشروعیت زدایی و نشان دادن ناکارامدی دو محور عمده پیش رو طراحان جنگ نرم در ایران می باشد.
8- مقابله با تفکر لیبرالی و دموکراسی غربی از روش های این چند سال اخیر برای فروپاشی از درون در نظام جمهوری اسلامی ایران ترویج تفکر لیبرالی و دموکراسی غربی بوده است. این مسئله دام کهنه وقدیمی حقوق بشر و دموکراسی است که از تفکر لیبرالی بیرون می آید و فضایی برای شبکه سازی و یارگیری جنگ نرم می باشد . تقویت و ایده جنبش دمکراسی به سبک امریکایی و مستمسک قراردادن مقوله حقوق بشر، حقوق زنان از مواردیست که بستر ایجاد تحقق جنگ نرم در دانشگاه ها و کشور می باشد. فلذا مقابله با تفکر لیبرالی از مواردیست که دانشجویان به صورت جدی باید به آن بپردازند.
9- مقابله با شکاف های قومی و مذهبی تشدید اختلافات قومی و مذهبی از راه کاری اصلی برای جنگ نرم می باشد. بطوریکه در تحقق جنگ نرم بحث تشدید اختلافات قومی و مذهبی همیشه در رئوس اجرای برنامه ها بوده است. در همین زمینه تقویت فرقه های ضاله نیز مورد توجه خاص طراحان جنگ روانی بوده است.تقویت وهابیون و همچنین حمایت های جدی از بهایان در ایران از جمله این برنامه ها ست. حتی ساختن مراجع قلابی و علمایی التقاطی از دیگر این روش ها می باشد .
10- کسب آگاهی و بصیرت به گفته رهبری حتی بعضی از نخبگان کشور در حوادث اخیر دچار بی بصیرتی شدند.بنابراین تلاش همیشگی برای کسب آگاهی و بصیرت از مواردیست که باید دانشجویان برای مقابله با جنگ نرم به ان توجه جدی داشته باشند.
11- افشاگری ،شفاف سازی و مشخص کردن خاکریز خودی و غیر خودی افشاگری و شفاف سازی ابعاد مختلف و برنامه های جنگ نرم از مواردیست که جزء وظیفه تک تک افسران جوان می باشد. در جنگ نرم شما با خاکریز پنهان دشمن مواجه هستید.خطوط و خط کشی ها در ان کاملا پنهان و غیر آشکار می باشد، دشمن شناسی و تشخیص خودی و غیر خودی برای جامعه مشکل می باشد.بنابراین باید در این زمینه دست به افشاگری و شفاف سازی زد. و خاکریز خودی و غیر خودی را کامل مشخص کرد تا چهره نفاق نیز آشکار شود.
ویژگی ها و قابلیت های بسیج در استراتژی بازدارندگی
به نظر می رسد برای روشن شدن این عنوان لازم است سه مسئله را توضیح و تشریح نمائیم.
1. مفهوم بازدارندگی و لوازم آن، یعنی بازدارندگی چیست و چه چیزهایی در بازدارندگی لازم است در نظر باشد.
2. مفهوم بسیج و شناخت آن، به عبارتی دیگر، بسیج دارای چه ویژگی هایی است و با چه مکانیزم هایی و قدرتی می خواهد بازدارندگی داشته باشد، ابزارهای بسیج در بازدارندگی کدامند؟
3. عرصه های بازدارندگی چیست؟ بسیج در مقابل چه کسی و در چه میدانی بازدارنده است، آیا این بازدارندگی در همه ی زمینه ها است و یا اینکه تفکیک پذیر و قابل تعیین مرزوبوم است و یا اینکه بسیج عنصری است که نقش او سیال است.
مفهوم بازدارندگی:
بازدارندگی نوعی از اعمال سیاسی است که به طور آشکار بر مبنای تهدید به مبارزات و یا محروم کردن طرف مقابل از منافع خود استوار می باشد. به عنوان مثال کشور (الف) برای اعمال نفوذ بر کشور (ب) به منظور بازداشتن از اقدام غیر مطلوب، آن کشور را تهدید به وارد کردن خساراتی غیر قابل جبران می نماید.
بنابراین استراتژی بازدارندگی عبارت است از کوشش برای بازداشتن کشور رودرو از اقدامی که احتمالاً درصدد انجام آن بوده است، از طریق القای این باور که عدم انجام آن به نفع اوست (استراتژی و قدرت نظامی (دکتر علی سنجابی ص 46)
حال، که مفهوم بازدارندگی روشن گردید ذکر بعضی از لوازم آن نیز خالی از لطف نیست زیرا بازدارندگی بدون ویژگی های مورد نظر در واقع تأثیر بازدارنده نخواهد داشت.
انتقال پیام اولین نیازمندی یک بازدارندگی مؤثر است که می تواند از طریق بیانیه های رسمی، پیامهای خصوصی و انجام رزمایش ها با سلاحها و نشانه های ویژه به دشمن منتقل گردد.
مسئله دیگری که در بازدارندگی می تواند تأثیر بسزایی داشته باشد باور دشمن به توانایی کشور بازدارنده است.
سومین و آخرین نکته اینکه کشور بازدارنده باید به طرف مقابل چنان نفوذ نماید که او باور داشته در صورت تخطی از حریم ممنوعه باید ناچاراً مجازات را تحمل نماید.
مفهوم بسیج:
بسیج از منظر بنیانگذار مصلح سفر کرده ویژگیهای منحصر به فردی دارد که به بعضی از آنها برای کمک به روشن شدن بحث اشاره می شود.
«بسیج شجره ی طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد»
«بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه ی پاک اسلامی است»
«بسیج الگو برای تمامی مستضعفین جهان و ملتهای مسلمان عالم»
مقام معظم رهبری نیز در معنای بسیج فرمودند:
مجموعه ی انسانهایی که نیروی خودشان را به میدان می آورند تا در جهاد عمومی کشور و ملت شان در جهت رسیدن به قله ها فعال باشند و با آنها همکاری کنند و در کارشان سهیم باشند، و شاخصه های بسیج را استقلال طلبی و شرکت در جهاد عمومی و شهیدان روز و حافظان استقلال و افتخارات و تضمین کننده آینده و امنیت کشور دانسته اند.
1ـ ویژگی قابلیت محوری و مقتضیات سازی بسیج در بازدارندگی
تغییر محیط بین الملل در دوران پس از جنگ سرد و نیز تحولات دفاعی و امنیتی پس از روی کار آمدن نو محافظه کاران در آمریکا حساسیت دفاعی و امنیتی کشور را به نحو چشمگیری برانگیخت و چگونگی انطباق وضعیت کشور با شرایط جدید بین المللی را بویژه پس از اشغال دو کشور همسایه ایران یعنی افغانستان و عراق با نظرات متفاوتی مواجه نمود.
در این میان مهمترین و اساسی ترین مسئله علاوه بر مقابله با چالش های آینده و تأمین نیازهای نیروهای مسلح چگونگی پیشگیری از وقوع اقدام نسنجیده از دشمن بود که از آن به «بازدارندگی» یاد می شود.
استراتژی بازدارندگی فی الواقع بهره برداری از توانایی های بالقوه و بالفعل با هزینه های کمتر جهت جلوگیری از ضربه به منافع ملی و حیاتی است.
بنابراین جمهوری اسلامی با تکیه بر عنصر «قابلیت محوری» برای برخورد با تهدیدات، مبانی رفتاری دفاعی را ترسیم کرد که حوزه ی عمل آن در جنگ سی و سه روز حزب الله با رژیم صهیونیستی آشکار گردید، این رویکرد در واقع نشان دادن یک چشمه ی کوچک از عنصر قابلیت محوری استراتژی دفاعی در عمق خاک دشمن محسوب می شد که الگوی آن بسیجی ایرانی در هشت سال دفاع مقدس بود.
بنابراین وقوع چنین رخدادی که در مرحله ی اول بنا به خواست رژیم صهیونیستی آغاز گردید به نحوی بروز و ظهور تطبیق پذیری و انعطاف سازی استراتژی جنگ نامتقارن بود که بر محوریت و قابلیت بسیج تعریف گردید.
پس می توان بطور خلاصه یکی از شاخصه های بسیج را در استراتژی بازدارندگی قابلیت محوری و مقتضیات سازی برای برخورد با دشمن در کوتاهترین زمان دانست.
2ـ بسیج عامل گسترش سطوح بازدارندگی:
یکی دیگر از ویژگیهای بسیج شناخت صحیح دشمن و ارزیابی دقیق از فرصت ها و تهدیدها است (تهدید داخلی و خارجی) و بنا به قول ظریفی بسیج در حد عالی است و با این شناخت و انطباق دقیق و شفاف آن با متغیرهای محیطی (سطح ملی و فراملی) و ارزشها و هنجارهای جامعه منافع ملی را تعریف و از آن دفاع میکنند. لذا ملاحظه می شود که بسیج هیچگاه از استراتژی و سیاست کلان نظام مقدس جمهوری اسلامی غافل نیست.
لذا ظرفیت سازی بسیج، در دو حوزه ی سخت افزاری و نرم افزاری برای مقابله با دشمن در حد ایده آل ایجاد شده و توان پاسخگویی به شرارت و ناتوی فرهنگی را هم زمان دارا می باشد.
3ـ دفاع پایدار بسیج و بازدارندگی:
یکی دیگر از ویژگیهای بسیج که در واقع نتیجه و حاصل دو ویژگی قبلی میباشد دفاع مؤثر و پایدار است و در واقع تأمین اهداف عالیه نظام نیز از طریق دفاع پایدار قابل حصول می باشد بنابرانی بازدارندگی بسیج نقش موقتی و دفعی ندارد بلکه ثبات محور و تحکیم بخش است و این امر را از طریق تقویت و انسجام درونی در جامعه تحقق و عینیت می بخشد زیرا کمتر کسی است که در صورت تعدی و تجاوز نابخردانه دشمن به کشور از حضور در صف بسیج و بسیجیان خودداری کند بنابراین حضور بسیج در هر عرصه ای حضور کل جامعه ی ایرانی محسوب می شود و هیچ اراده ای توان مقابله و شکست این سد عظیم را نخواهد داشت.
نتیجه گیری:
1ـ استراتژی بازدارندگی مفهوم ویژه و خاصی دارد و اجزای آن الزاماتی دارد از جمله اینکه از طریق پیام رزمایش و... به دشمن فهمانده می شود که در صورت ورود به حریم ممنوعه سخت مجازات خواهد شد.
2ـ بسیج ویژگی هایی دارد که از جمله آنها قابلیت محوری و انطباق سازی خود با شرایط دشمن، گسترش سطوح بازدارندگی در عرصه های سخت افزاری و نرم افزاری و دفاع پایدار از منافع ملی و استراتژی کلان نظام است.
3ـ بازدارندگی بسیج ثبات محور، انسجام بخش و غیر قابل شکست است و عنصر شهادت طلبی، ایثار و فداکاری و شجاعت چاشنی همه ی ویژگی های بسیج در استراتژی بازدارندگی است.
سخنان مقام معظم رهبری پیرامون پدافند غیر عامل
• اهمیت پدافند
امروز اهمیت پدافند غیر عامل قاعدتاً برای مسئولین بایستی شناخته شده باشد، اهتمام شما کار را پیش می برد.
• اهمیت پدافند غیر عامل
این که دولت به پدافند غیر عامل اهمیت بدهد و وزرا و مسئولین دولتی به آن اهتمام کنند تذکر داده ایم و نظرات رهبری به دولت و آن ستاد ابلاغ شده است.
• کار بسیجی
گفته بودم کار بسیجی بکنند (برای پدافند) عملا چه کرده اند؟ بگویید دنبال کنند که کار به نتیجه برسد.
• امروز پدافند غیرعامل برای ما مهم است. بخش هایی دارند انجام می دهند، سپاه هم کارهای خوبی کرده، مطلع هستم. اما در عین حال باز بایتسی کار کرد، تلاش کرد و این امکانات را در اختیار پدافند غیرعامل قرار بدهید. 1386/1/26
• تنها راه مقابله با تهدیدها
این است که وضعت داخلی به گونه ای ساماندهی شود که دشمن از پیروزی خود مطمئن نباشد و زمینه را برای ماجراجویی فراهم نبیند.
• ندانستن اینکه دشمن چه در سر دارد
و چه می خواهد بکند. غفلتی است که ممکن است ما را از امکان برخورد و امکان دفاع محروم کند.
• تهدید را کاملا جدی بگیرید،
یعنی به هیچ وجه در محاسبات خودتان از جدیت تهدید پائین نیایید، منتها تهدید جدی معنایش حتمی نیست، هیچ حتمیتی وجود ندارد.
• ستاد کل(مسئولین و کارشناسان) باید در دولت و دستگاه ها و فصل بودجه در مجلس، همه جا با جدیت دنبال انجام کار بروند و آقایان را توجیه کنند.
• این موضوع را قبلا هم ابلاغ کرده ام و الان هم تاکیید می کنم که باید تدابیر کارساز در باب پدافند غیرعامل را عملی کنید.
مقام معظم فرماندهی کل قوا در ارتباط با ساماندهی و ایجاد یک هماهنگی و ضمانت اجرایی در تصمیمات در ارتباط با پدافند غیرعامل موارد زیر را تاکیید فرموده اند:
* تشکیل کمیته دائمی پدافند غیرعامل به منظور هماهنگ سازی، سیاست گذاری، کنترل، نظارت و تصویب طرح های پدافند غیرعامل پروژه های عمرانی کشور در ستاد کل نیروهای مسلح.
* تاکید بر شناسایی مراکز درجه یک و حیاتی کشور در طرح های پدافندی.
* اولویت بندی اماکن و موضوعات بر اساس اهمیت و کاربرد انان در طرح.
* داشتن نگاه اجرایی و میدانی در موضوعات بر اساس اهمیت و کاربرد آنان در طرح.
* داشتن نگاه اجرایی و میدانی در موضوعات پدافند غیرعامل.
* به نتیجه رساندن طرح های پدافند غیرعامل در ارتباط با مسئولین اجرایی کشور.
* تاکید بر داشتن طرح پدافند غیرعامل برای کلیه پروژه ها و تاسیسات کشور.
* تاکید بر پیگیری کمیته دائمی و نظارت بر اجرای طرحهای پدافند غیرعامل دستگاه های اجرایی کشور.
* تاکید بر روحیه بسیجی در اجرای پروژه ها.
* در اولویت بالا قرار داشتن مسئله پدافند غیرعامل کشور.
* استفاده از نعمت های خداداد (عوارض طبیعی موجود و ...)
* ایمن سازی سرمایه های اساسی (اقلام عمده دفاعی و حیاتی)
• استکبار جهانی بداند که این ملت، فولاد آبدیده است، زن و مرد این کشور و این مرز و بوم... در کوره های حوادث آبدیده شده اند. برای خودشان یک رسالت قائلند، رسالت پاسداری از اسلام و پرچم برافراشته شده اسلام در این سرزمین.
• امروز درس پیغمبر اسلام برای امتش و برای همه بشریت، درس عالم شدن، قوی شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت و درس مقاومت است.
• اگر با عقل و تدبیر و روحیه خستگی ناپذیر پیش برویم، می شود از همین آب موجود استفاده کرد. آبها را که هرز می رود مهار کنیم، آبها را درست مصرف کنیم. در مصرف آب اسراف نکنیم.
• . . . پدافند غیرعامل به صورت شعله ای بلند شود.
• امروز هم بسیجی برای کشور دل می سوزاند، برای آبادانی کشور تلاش می کند، برای حفظ اسقلال ملی، هرچه بتواند کار می کند و از جان خو هم می گذرد. امروز هم اگر احساس کند دشمن می خواهد از روزنه ای -چه اقتصادی و سیاسی و چه فرهنگی- به داخل کشور نفوذ کند؛ در مقابل او می ایستد و با مشت به صورتش می کوبد.
در آینه رهنودهای رهبر،کتاب13،ص
اهداف و اهمیت پدافند غیر عامل
اهداف پدافند غیر عامل:
1- کاهش قابلیت و توانایی سامانههای شناسایی، هدف یابی و دقت هدفگیری تسلیحات آفندی دشمن.
2- بالا بردن قابلیت بقا، استمرار عملیات و فعالیتهای حیاتی و خدمات رسانی مراکز حیاتی، حساس و مهم نظامی و غیر نظامی کشور در شرایط وقوع تهدید، بحران و جنگ.
3- تقلیل آسیب پذیری و کاهش خسارت و صدمات تاسیسات، تجهیزات و نیروی انسانی مراکز حیاتی، حساس و مهم نظامی و غیر نظامی کشور در برابر تهدیدات و عملیات دشمن.
4- سلب آزادی و ابتکار عمل از دشمن.
5- صرفه جوئی در هزینههای تسلیحاتی و نیروی انسانی.
6- فریب و تحمیل هزینه بیشتر به دشمن و تقویت بازدارندگی.
7- افزایش آستانه مقاومت مردم و نیروی خودی در برابر تهاجمات دشمن.
8-حفظ روحیه و انسجام وحدت ملی و حفظ سرمایههای ملی کشور.
9- حفظ تمامیت ارضی، امنیت ملی و استقلال کشور.
اهمیت پدافند غیر عامل:
تجارب و شواهد ثبت شده در جنگهای اعصار گذشته تاریخ بشری و قرن حاضر، نمونه های مستدل و انکار ناپذیری است که اهمیت حیاتی پدیده دفاع غیر عامل را آشکار و ثابت مینماید، موارد مشروحه ذیل نمونههای بارزی از این اهمیت میباشند.
1- بکار گیری اقدامات پدافند غیر عامل، موجب زنده ماندن و ادامه حیات و بقای نیروی انسانی میگردد که با ارزشترین سرمایه یک سازمان و قدرت ملی کشور میباشد.
*هر کس نفسی را بدون حق قصاص و یا اینکه فساد و فتنهای در روی زمین کند، به قتل رساند، مثل آن باشد که همه مردم را کشته و هر کس نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد)، مثل آنست که همه مردم را حیات بخشیده (سوره مبارکه مائده 32)
*نیرویهای انسانی بزرگترین سرمایههای یک سازمان، جامعه و کشور میباشند و از دست رفتن نابهنگام یک انسان، بزرگترین زیان اجتماعی است که به یک جامعه و کشور وارد میشود.
2- دفاع غیر عامل موجب صرفه جویی کلان اقتصادی و ارزی در حفظ تجهیزات و تسلیحات بسیار گرانقیمت نظامی نظیر (هواپیماهای شکاری و ترابری، سامانه های موشکی و پدافند هوایی و زمین به زمین، رادارها، شناورها، توپخانه صحرایی، تانکها و نفربرها و ... میگردد.
*خرید و تهیه تسلیحات نظامی در هر زمان و از هر جا امکان پذیر نمیباشد.
*وجود حتی یک سلاح (تیر بار، توپ، تانک، بالگرد، هواپیما، شناور، موشک و ...) گاهی میتواند سرنوشت یک نبرد را رقم زند.
*مکان یابی صحیح اولیه، مقاوم سازی و ایجاد استحکامات، استفاده مناسب از عوارض طبیعی و سایر اقدامات پدافند غیر عامل میتواند به نحوی موثر موجب صرفه جویی در بکار گیری سلاح های کمتر پدافندی، نیروی انسانی و هزینههای کلان تسلیحاتی و سازمانی گردد.
3- دفاع غیر عامل، مراکز حیاتی و حساس (اقتصادی، سیاسی، نظامی، ارتباطی، مواصلاتی، پالایشگاهها، نیروگاهها، بنادر، فرودگاهها، مجتمعهای صنعتی و ...) را در برابر حملات و بمبارانهای هوایی و حملات زمینی دشمن حفظ نموده، خسارات و صدمات را تقلیل و ادامه فعالیت و مقاومت در شرایط بحران و جنگ را ممکن میسازد.
*رعایت پارهای از اقدامات پدافند غیر عامل در بعضی از مراکز حیاتی و حساس کشور موجب مقاومت، پایداری و ادامه خدمات بهتر و آسیب پذیری کمتر آنها در برابر حملات و بمبارانهای هوایی دشمن در طول هشت سال دفاع مقدس بوده است (پالایشگاه اصفهان، سد و نیروگاه آبی دز) مصادیق بارزی از این مدعاست.
*استراتژی و سیاست تمرکز زدایی کره شمالی در جهت حفظ مراکز حیاتی و حساس، راهبرد عملی و مفید و موثری با رویکرد دفاعی امنیتی فرا روی مسئولین و مبادی ذیربط کشور در طراحی، ساخت و احداث مراکز حیات و حساس کشور میباشد.
4- اقدامات دفاع غیر عامل موجب تحمیل هزینه به دشمن میگردد.
*انهدام اهداف مستحکم پراکنده و کوچک به مراتب مشکلتر و پر هزینه تر از انهدام اهداف نرم و سست و بدون حفاظ و متراکم و حجیم میباشد.
*دشمن برای هدفگیری و انهدام اهداف مستحکم و پراکنده میبایست هواپیماها، تسلیحات و زمان بیشتری را صرف کشف و انهدام آنها نماید و چنانچه خرج یک اقدام یا تهدید از دخل آن برای دشمن بیشتر باشد، تاثیر بازدارندهای در تصمیم و عمل وی خواهد گذاشت.
5- دفاع غیر عامل موجب حفظ نیروها برای ضربه زدن در زمان و مکان مناسب به دشمن و سلب آزادی و ابتکار عمل از دشمن و نیروی مهاجم میشود.
6- فریب یکی از اصول دفاع غیر عامل است، تهیه و ساخت ماکتهای فریبنده و کاذب، یکی از اقدامات موثر دفاعی غیر عامل است که در صورت استتار و اختفاء و پوشش اهداف حقیقی فوائد و نتایج مشروحه زیر را دارد.
*انحراف دشمن از اهداف حقیقی و مهم به سمت اهداف کاذب و کم اهمیت.
*تحمیل هزینه بیشتر به دشمن.
*بیشتر نشان دادن توان خودی.
*تضعیف روحیه و تحلیل انرژی دشمن.
*تقلیل صدمات و خسارات تجهیزات، تاسیسات و تلفات نیروی انسانی.
*غافلگیر نمودن دشمن و سلب ابتکار عمل از وی.
*حفظ توان خودی جهت ادامه فعالیت، افزایش آستانه مقاومت و استمرار عملیات و خدمات.
7- در مقام مقایسه 3 عنصر (تهاجم، دفاع عامل و دفاع غیر عامل) عنصر دفاع غیر عامل، مخارج و هزینههای کمتری دارد و از نظر اخلاقی و بشر دوستانه و سیاسی، مفهومی صلح دوستانه تر دارد. همچنین نیل به «دفاع غیر عامل» در مقایسه با «دفاع عامل» سادهتر و سهل الوصول تر و با سیاست خود کفایی و عدم وابستگی و استقلال کشورها موافقتر است.
8- پیشگیری بهتر از درمان و تصفیه آب در سرچشمه آسانتر از تصفیه در دریاست.
*اقدامات دفاع غیر عامل، فرآیند احتیاطی و پیشگیرانهای است که الزاما میبایست در زمان صلح شروع و تا پایان وقوع بحران و تهدید ادامه یابد، لذا رویکرد مدیریتی و نحوه مقابله با آن، رویکرد پیشگیرانه به جای مدیریت آتش نشان و انفعالی میباشد.
*مکان یابی صحیح اولیه، رعایت پراکندگی و آمایش دفاعی و سرزمینی، احتراز از ساخت و احداث مجتمعهای بزرگ و حجیم، مقاوم سازی و ایجاد سازههای امن از جمله اقدامات پیشگیرانهای است که میبایست قبل از شروع ساخت و ساز مراکز حیاتی و طرح های ملی جزء جدایی ناپذیر و ضوابط الزام آور طرحهای یاد شده قرار گیرد.
9- انجام اقدامات دفاع غیر عامل در مراکز حیاتی و حساس کشور، به دلیل مشروحه ذیل موضوعی اجتناب ناپذیر است.
*وجود شکاف فن آوری در سامانه ها و تسلیحات پدافند هوایی عامل به علت پیشرفت سریع سامانههای آفندی و پدافندی و عدم امکان تهیه سامانههای مدرن پدافند هوایی بعلت هزینههای کلان و بی انتها بودن این روند.
*آسیب پذیری سامانههای پدافند هوایی در برابر جنگ الکترونیک پیشرفته دشمن.
*غافلگیر شدن سامانههای پدافند هوایی در برابر هواپیماهای تهاجمی و موشکهای کروز و بالستیک بعلت پرواز در ارتفاع پائین و استفاده از نقاط کور راداری، پرتاب موشک از ماوراء برد جنگ افزارهای پدافند هوایی.
*برتری هوائی دشمن.
*عدم امکان پوشش کامل پدافندی مراکز حیاتی و حساس و مهم و مراکز جمعیتی کشور به علت وسعت سرزمینی و روند آمار افزایشی ساخت و احداث مراکز حیاتی و حساس جدید.
*برابر آمار سرشماری سال 1378، تعداد شهرهای کشور 600 و تعداد روستاها 6500 بوده است، پدافند هوائی مراکز حیاتی و حساس موجود کشور در شهرها صرفا با توپ ضد هوائی 23 میلیمتری، نیازمند 240000 قبضه توپ، یک میلیون و دویست هزار نفر نیروی انسانی (خدمه)، 30000 آتشبار و 750 گردان پدافند هوایی خواهد بود که امکان تامین، تشکیل، سازماندهی و پشتیبانی آن دور از دسترس میباشد.
*محاسبه نمونه یاد شده صرفا یک نوع از تسلیحات پدافند هوایی را مد نظر قرار داده و سایر رینگهای تسلیحات توپخانهای راداری و موشکی پدافندی را منظور ننموده است.
*سخن و توصیه ما به عزیزانی که بعضا با نگاهی سطحی، غیر عمیق و غیر جامعه و یک وجهی، اجرای اقدامات پدافند غیر عامل از قبیل (مکان یابی صحیح اولیه، رعایت پراکندگی، استحکامات و سازههای امن و ... در ساخت و احداث مراکز حیاتی حجیم و بزرگ و ...) را غیر اقتصادی و هزینه بر میدانند، اینست که در محاسبات و تحلیلهای تک بعدی، به هزینههای مشروحه ذیل نیز نیم نگاهی نموده و پس از مقایسهای عددی و واقع بینانه با یک داوری مجدد و نگاهی از بالا به پائین و کشور شمول و فراملی، هزینه بری اقدامات پدافند غیر عامل را با سایر هزینههائی که در اثر بیتوجهی به اقدامات پدافند غیر عامل متصور و متحمل خواهد بود مقایسه نمایند.
الف- هزینه تهیه و خرید، تامین و پشتیبانی تسلیحات پدافند عامل در صورت عدم رعایت اقدامات پدافند غیر عامل مضاعف میگردد.
ب- هزینه توقف تولیدات و چرخه اقتصادی و عدم النفع ناشی از بمبارانهای مراکز حیاتی و حساس آسیب پذیر.
ج- هزینههای کلان بازسازی مجدد تاسیسات و تجهیزات مراکز حیاتی و حساس منهدم شده.
د- هزینه تلفات نیروی انسانی متخصص در مراکز حیاتی و حساس که بالاترین سرمایه های ملی کشور محسوب میگردند.
ه- هزینه تعویق خود کفایی و وابستگی مجدد.
و- هزینه توقف خدمات رسانی به مردم و تخریب روحیه و حساس فداکاری و مقاومت و وفاداری مردم، کاهش آستانه مقاومت ملی کشور و بهم زدن نظام اجتماعی و وحدت ملی.
ز- هزینه تهدید امنیت ملی و استقلال کشور.
10- نظریههای راهبردی و دکترین های دفاعی دال بر اهمیت و لزوم توجه به دفاع غیر عامل میباشد.
*سون تزو میگوید، کسی که اولین ضربه را میزند برنده نیست، بلکه کسی که آخرین ضربه را تحمل میکند برنده است و شکست ناپذیری مربوط به دفاع می باشد.
*ایجاد پراکندگی در مراکز حیاتی و حساس یکی از اصول مهم دفاع غیر عامل جهت تقلیل خسارات آنها در اثر تهاجمات هوائی و زمینی دشمن میباشد، سروانتس گفتهای شنیدنی در این خصوص دارد (این به عهده انسان عاقل است که امروز به فکر فردا باشد و تمام تخم مرغهای خود را در یک سبد به مخاطره نیندازد).
*کلاز ویتس استراتژیست مشهور میگوید حمله شکل بسیار ضعیف جنگ و دفاع شکل بسیار قوی آن است.
11- طبیعت مدرسه علم است، مطالعه طبیعت که براساس نظام احسن خداوند حکیم میباشد، پیامهای مفید، روشن و حکیمانهای برای الگو برداری در جهت حفظ حیات و ادامه بقاء انسانها دارد.
از 6 سامانه دفاعی جانواران، پنج سامانه آن، سامانه های دفاعی غیر عامل میباشند.
1- استتار و پنهان سازی (پلنگ، زرافه، آفتاب پرست، خرس قطبی، سوسمار، ماهی مرکب، ماهی مسطح).
2- حیله و فریب (گونههائی از پروانهها که طعمی خوشمزه دارند برای فریب دشمنان خود را به رنگ پروانه بد مزه در میآورند، چشمهای کاذب و ترسناک بر روی گونههایی از پروانهها، خود را مرده جلوه دادن حیوان مادر برای فریب دشمن از شکار بچههای خود و ...)
3- مقاوم سازی (پوشش حفاظتی لاک پشت، صدف، حلزون و ...)
4- مکان یابی (درست کردن آشیانه در وسط شیارها، مرتفع ترین نقطه درختان و زیر زمین)
5- حرکت و جابجایی (حرکت و جابجا نمودن دائمی نوزاد توسط گربه سانان و گونه های دیگر به محض احساس تهدید و خطر).
6- جنگ و مبارزه (نبرد تن به تن با وسائل دفاعی نظیر چنگ و دندان و نیش.) (دفاع عامل)
*جاندارانی که به مدد و حکمت لایزال الهی دارای ابزارهای دفاع غیر عامل از قبیل (استتار، اختفا، پوشش حفاظی، حیله و فریب، اعلام خبر، آشیان یابی مناسب و ...) میباشند در برابر حملات، خطرات و تهدیدات محیطی ایمنی بیشتری دارند.
*مطالعات ساختار طبیعی و مهندسی فیزیولوژیک بدن انسان و جانداران مؤید اهمیت دفاع غیر عامل میباشد، برای مثال قرار گرفتن اعضاء حساس و با اهمیت بدن نظیر (مغز، چشم ، قلب، گوش، ریه و ...) در بهترین وضعیت و جالبترین حفاظ، موجب حفاظت مناسب و ادامه بقاء و حیات میگردد. به تعبیری، اعضاء حیاتی و حساس میبایست در بهترین مکان و مطلوب ترین پوشش حفاظی قرار گرفته و حفاظت شوند و این تدبیر را خداوند حکیم و فاطر در خلقت موجودات مقرر فرموده است.
منابع و ماخذ:
الف - فارسی:
1- دفاع غیر عامل، موحدی نیا - جعفر، ستاد تدوین متون درسی دافوس، بهار 83
2- استراتژی بزرگ (اصول و رویهها)، جان ام. کالینز، ترجمه کوروش بایندر، تهران دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه - 1373
ب- انگلیسی:
1- aStudy of Clauswitz Concept of The Military Center Of Gravity. Col Jhon.Warden
2- Civil Defense And Other Emergencies, Faculty & Staff
3- Us.Military. Glossary DOD
راهکارهای امریکا در جنگ نرم با جمهوری اسلامی ایران
راهکارهای امریکا در جنگ نرم با جمهوری اسلامی ایران
مهسا ماهپیشانیان
چکیده
امروزه با کوچکتر و پیچیدهتر شدن جهان به واسطه رشد روزافزون وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظیم روابط بین کشورها تا حدود زیادی به هم خورده و جای خود را به معادلات جدیدی داده است؛ به گونهای که به جای به کارگیری مستقیم زور، توجه قدرتها به استفاده از قدرت نرم و ایجاد تغییرات از طریق مسالمتآمیز با به کارگیری شیوههای نوین مداخله در امور داخلی کشورها جلب شده است. علاوه بر این، در این دوران رسانهها به مثابه ابزاری اساسی برای اِعمال سیاستهای قدرتهای زورمدار به کار میروند و رقابتی جهانی در عرصه نبرد رسانهای شکل گرفته است. در این میان جنگ نرم با هدف گرفتن فکر و اندیشه ملتها نقش مهمی را در سست نمودن حلقههای فکری و فرهنگی جوامع ایفا میکند. در این خصوص، امریکا سعی دارد با ارائه تعریف جدیدی از تروریسم و آزادیخواهی جنگ نرم گستردهای را علیه دیگر کشورها از جمله ایران شکل دهد. در این مقاله راهکارهای این کشور برای مقابله نرم با جمهوری اسلامی ایران مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد.
واژگان کلیدی: جنگ نرم، قدرت نرم، ناتوی فرهنگی، جنگ رسانهای، شبکهسازی.
مقدمه
جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانهای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه میگیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وامیدارد. جنگ روانی، جنگ رایانهای، اینترنتی، براندازی نرم، راهاندازی شبکههای رادیویی و تلویزیونی و شبکهسازی از اشکال جنگ نرم هستند. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقههای فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بیثباتی تزریق کند.
جنگ نرم به وسیله کمیته خطر جاری در سالهای پایانی دهه 1980 طراحی شد. کمیته خطر جاری در اوج جنگ سرد و در دهه 1970 با مشارکت اساتید برجسته علوم سیاسی و مدیران سابقهدار سازمان سیا و پنتاگون تأسیس شد.
در آن مقطع و در پی اصلاحات گورباچف مبنی بر ایجاد فضای باز سیاسی و تغییر در قوانین اقتصادی (پروسترویکا) این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت و رودررو با اتحاد جماهیر شوروی تنها راه به زانو درآوردن بلوک شرق را جنگ نرم و فروپاشی از درون معرفی کرد. سیاستگذاران پنتاگون و سیا با سه راهبرد دکترین مهار، نبرد رسانهای و ساماندهی نافرمانی مدنی اتحاد شوروی را به فروپاشی و شکست واداشتند.
ایران نیز امروزه به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بینالملل به قدرتی کمنظیر تبدیل شده است که از دید کارشناسان سیاسی کشورهای غربی دیگر نمیتوان با یورش نظامی و جنگ سخت آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگونی نظام جمهوری اسلامی پیگیری مکانیسمهای جنگ نرم و به کارگیری تکنیکهای عملیات روانی با استفاده از سه راهبرد دکترین مهار، نبرد رسانهای و ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی است. راهاندازی پروژه جنگ نرم علیه ایران در مقطع کنونی را باید ناشی از گسترش حس تنفر از امریکا در جهان دانست که به نظر سران کاخ سفید ایران مرکز اصلی ایجاد این تنفر و گسترش آن است. در امریکا برای مقابله با این موج، نیروی واکنش سریع تشکیل شد تا اولاً در قالب پروژه دموکراتیزه کردن کشورها به خنثیسازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقه خاورمیانه بپردازد و ثانیاً با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان اذهان عمومی از اقدامات و نقشههای ایالات متحده منحرف شود.
نکته مهم اینکه آخرین نظرسنجی که به وسیله شورای روابط خارجی امریکا در بیشتر کشورهای خاورمیانه مانند مصر، عربستان سعودی، اردن، لبنان و امارات متحده عربی صورت گرفته حاکی از آن است که کمتر از ده درصد مردم این کشورها طرفدار دمکراسی به سبک امریکاییاند. اکثریت مردم این کشورها معتقدند هدف اصلی امریکا از پروژه دمکراسیسازی در خاورمیانه دستیابی آسان به نفت، امنیت اسرائیل و تضعیف مسلمانان است. نوشتار حاضر بر این اعتقاد است که استراتژی امریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی مبتنی بر اقدامات غیرنظامی و نرم در کنار تهدید به اقدام نظامی است.
جنگ نرم؛ استراتژی جدید امریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران
پدیده جنگ نرم که هماکنون به عنوان پروژهای عظیم علیه جمهوری اسلامی ایران در حال تدوین است در شاخصهایی ماننده ایجاد نابسامانی اقتصادی، شکل دان به نارضایتی در جامعه، تأسیس سازمانهای غیردولتی در حجم گسترده، جنگ رسانهای، عملیات روانی برای ناکارامد جلوه دادن دستگاه اداری و اجرایی دولت، تضعیف حاکمیت ایران از طریق روشهای مدنی و ایجاد ناتوی فرهنگی متبلور میشود. در برایند جنگ نرم، عوامل براندازی یا از زمینههای موجود در جامعه برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرند یا به طور مجازی سعی در ایجاد نارضایتی در نزد افکارعمومی و سپس بهرهبرداری از آن دارند.
به طور کلی تهدیدات علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در برهه زمانی کنونی را میتوان در گونه تهدیدات نظامی و تهدیدات نرم تقسیمبندی کرد.
در همین راستا کمیته صلح جاری برای مقامات امریکایی، نیز تنها راه تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران، را پیگیری جنگ نرم به جای جنگ سخت میداند. این استراتژی که دلتا نام دارد سه محور اصلی آن استفاده از تاکتیکهای دکترین مهار، نبرد رسانهای و ساماندهی نافرمانی مدنی میباشد.
استفاده از مشکلات اقتصادی، تنوع کثرت قومی ایران، ایجاد و دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکلهای دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی، تلاش در نزدیکی به مردم تحت پوشش حمایت از حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شبکههای متعدد رادیو – تلویزیونی فارسی زبان حمایت از اپوزیسیون (سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای متحد با امریکا به ایران تحت عناوین جهانگرد که در صورت نیاز، به جنبشهای مدنی و نافرمانیها بپیوندند)، تسهیل فعالیت ان.جی.اُ امریکایی در ایران، دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک (این افراد باید از سوی مقامات امریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی)، استفاده از سفارتخانههای کشورهای دیگر و به طور کلی تضعیف ستونهای حمایتی حکومت ایران از جمله راهکارهای اجرای استراتژی دلتا به شمار میآیند.(www.aei.org/publications)
رژیم صهیونیستی نیز با همکاری امریکا در راستای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران چندی پیش در نر داشت که با درج آگهی در روزنامههای وابسته به خود تعدادی جاسوس فارسیزبان را با عنوان انتخاب شغلی جالب و چالشگر به استخدام موساد درآورد. علاوه بر این، این رژیمها با همکاری اتحادیه اروپا و امریکا در نظر دارد یک شبکه رادیو – تلویزیونی برای ایرانیان راهاندازی کند.
طرح یاد شده شامل راهاندازی یک کانال تلویزیونی، یک ایستگاه رادیویی و یک وبسایت اینترنتی است که اخبار فوری، برنامههای زنده و تکراری را به صورت 24 ساعته برای ایرانیان پخش میکنند. هدف از این طرح تأثیرگذاری بر افکارعمومی جامعه ایران و فراهم نمودن زمینه جنگ نرم جمهوری اسلامی ایران عنوان شده است.
دلایل به کارگیری قدرت نرم علیه جمهوری اسلمی ایران
قدرت نرم، به آن دسته از قابلیتها و تواناییهای کشور اطلاق میشود که با به کارگیری ابزاری چون فرهنگ، آمال و یا ارزشهای اخلاقی به صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر میگذارد استفاده از راهکارهای قدرت نرم در جنگ نرم از اهمیت زیادی برخوردار است. ژوزف نای از پیشگامان طرح قدرت نرم در سال 1989 میگوید: «قدرت نرم، توجه ویژه به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر، از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی یک کشور به قدرت نرم دست مییابد که بتواند (اطلاعات و دانایی) را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونهای ترسیم کند که از آنها امتیاز بگیرد. مونوپولی اطلاعات و دانایی مرکز دیپلماسی نیست، بلکه خود دانش و گسترش آن است که باید نقطه قوت دیپلماسی باشد. قدرت نرم، تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزشهای عمومی را شامل میشود. هدف قدرت نرم افکارعمومی خارج و سپس داخل کشور است. وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز، جهانهای ذهنی و غیرواقعی را به دنیا مخابره میکنند. آنها دیگر به انتقال واقعیت فکر نمیکنند، بلکه واقعیتها را میسازند. هدف رسانهها از قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکارعمومی نیست، بلکه رسانهای در این دنیا موفق است که بتواند با افکارعمومی حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد. در عصر رسانههای نوین جهانی، به یاری فناوریهای نوین ارتباطات و اطلاعات کسب قدرت نرم به مراتب راحتتر از به دست آوردن و نگهداری قدرت سخت است.
دولتها اگر بتوانند مفاهیم جدید امنیتی را برای خود، بازتعریف کنند، در آن صورت مجبور نیستند لشکرهای عظیم نظامی خود را تقویت کنند. (کوآت.بی،ای.ماتیو)
راهکارهای رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم محورهای ذیل را دربر میگیرد:
1. داشتن کانالهای چندگانه ارتباطی داخلی و خارجی؛
2. نزدیک کردن سنتها و ایدههای فرهنگی اجتماعی و سیاسی بر نرمهای جهانی؛
3. حرکتی آرام، پراکنده و پیوسته در جهت تسخیر افکارعمومی به وسیله رسانههای همراه و همگام با مردم (نه رسانهای که قصد مدیریت افکار را داشته باشد)؛ و
4. ایجاد گفتمانهای خبری – رسانهای در خارج و داخل به زبانهای مختلف.
البته در شرایط فعلی به نظر میرسد قدرت متراکم و سخت امریکا دچار بحران اساسی شده است، به همین منظور امریکا در صدد به کارگیری قدرت نرم برای مقابله با حریفان خود به خصوص ایران است.
بر همین مبنا دونالد رامسفلد طی سخنانی در شورای روابط خارجی امریکا ضمن دفاع از استراتژی مقابله با تروریسم و ادامه جنگ در عراق بر نقش اثرگذار و خصمانه محیط رسانهای گروههای رقیب برای مقابله با تروریسم تأکید کرد.
نکته مهم و برجسته سخنان رامسفلد، هشدار وی در مورد ناتوانی دولت امریکا در روند مواجهه با واقعیت عصر رسانهای است که موجب ضرر و زیان و از دست رفتن جان هزاران امریکایی در سراسر جهان شده است. وی اشاره میکند که برخی از صحنههای نبرد ممکن است در کوهستانهای افغانستان یا خیابانهای عراق اتفاق نیفتد، بلکه در اتاقهای خبر در نیویورک، لندن و قاهره یا هر جای دیگر شکل بگیرد.
از دید اکثر کارشناسان امریکایی در حالی که القاعده و جنبشهای افراطی سالها از این سکو – رسانه خبری استفاده کرده و به طور موفقیتآمیزی توانستهاند افکارعمومی مسلمانان را علیه غرب مسموم نمایند، ولی این کشور هنوز در مرحله آغاز رقابت برای جلب مخاطبان قرار دارد. علاوه بر این، تلاش رسانهای و ارتباطی مقامات امریکا در پنتاگون و دیگر سازمانها، به جای آنکه فعال باشد بیشتر متمایل به افدامات واکنشی است.
این کارشناسان به دولت بوش پیشنهاد در پیش گرفتن استراتژی ارتباطات را مینمایند که بر بازنگری در تلاشهای جاری رسانهای به ویژه در نحوه فعالیت سازمان اطلاعات امریکا و رادیو اروپای آزاد و نیز شناسایی واقعیتهای رسانههای تصویری و دیجیتالی و لزوم تغییر در شیوههای کاری و تجاری بخشهای روابط عموی مبتنی است. به نظر میرسد قدرت سخت امریکا در چنبره قدرت نرم رسانهها گرفتار شده است و خاورمیانه با پیچیدگیها و تنوع خاص فرهنگی، سیاسی و رسانهای خود، به خطرناکترین دام برای امریکا تبدیل شده است. به گونهای که ایجاد و رشد شبکههای خبری مستقل در این منطقه ضربه سختی را بر وجهه و موقعیت امریکا در منطقه وارد نموده است. شبکههای خبری همچون الجزیره، روند هدایت افکارعمومی و مسلمانان علیه امریکا را وارد فاز جدیدی کرد.
علاوه بر این با اشغال عراق و افغانستان و فشار بر سوریه و لبنان از یکسو و بهانهجویی و شرارت امریکا در خصوص پرونده هستهای ایران، بازی باخت – باخت امریکا در خاورمیانه، بسیار روشنتر و خطرناکتر شده است، گروههای ضدامریکایی با گرایشهای سلفی – تکفیری رشد و توسعه برق آسایی را تجربه کردند و افکارعمومی منطقه خاورمیانه هم به شدت ضدامریکاییتر شد.
افتضاح زندانهای ابوغریب و گوانتانامو، بحران افکارعمومی را برای امریکاییها، سیاهتر و مشکلتر کرد. ورود مستقیم امریکا به بحران انرژی در منطقه خاورمیانه و عقد قرارداد هستهای با هند از جمله مصادیق همین قمار امریکایی و ورود سخت به بازیهای نرم منطقه است.
از سوی دیگر چالش هستهای ایران و امریکا نیز تاکنون با ناکامی و البته خشم امریکاییها روبهروابط عمومی، شده است و آنها عملاً نتوانستهاند ایران را در چارچوب شورای امنیت تحت فشار بگذارد.
رشد سریع شبکههای خبری در منطقه خاورمیانه که با الگوبرداری از الجزیره تأسیس شدهاند و به موفقیتهای قابل قبولی در ایجاد فضای رسانهای و هدایت افکارعمومی منطقه دست یافتهاند، دورنمای بسیار تاریکی را برای موقعیت امریکا در منطقه خاورمیانه ایجاد کرده است؛ بنابراین، اگر در دوره نخست ریاستجمهوری بوش استفاده از قدرت سخت برای مقابله با کشورهای خاورمیانه به خصوص ایران در میان بود اکنون قدرت نرم در مرکز توجه مقامات سیاسی واشنگتن قرار گرفته است، به گونهای که براساس بررسی انجام شده از سوی پروژه گرایشهای جهانی پیو بیشتر جهانیان فکر میکنند جنگ امریکا در عراق خطر بزرگتری برای صلح جهانی است تا ایران؛ و این جنگ جهان را به مکانی خطرناکتر تبدیل کرده است.
همچنین، این گزارش تأکید مینماید که در کشورهایی که اکثر جمعیتشان مسلماناند امریکا باید احتمالاً بیشتر بر قدرت نرم متمرکز شود، با این حال این کشور وجههای منفی دارد، اما ایران در این کشورها تصویری بسیار مطلوب از خود بر جای گذاشته است.(دبلیو، ی، آستین)
ناتوی فرهنگی؛ چهرهای دیگر از جنگ نرم
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و پایان یافتن جنگ سرد (1991 – 1945) دنیا به سمت تکقطبی شدن پیش رفت، بنابراین امریکا که رقیب اصلیاش (اتحاد جماهیر شوروی) دیگر توان مقابله با او را نداشت احساس کرد رقیب ممتازی ندارد به همین علت تلاش کرد سیطره خود را در عرصههای نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بر جهان تحمیل کند. بنابراین به فرهنگسازی جهانی مبتنی بر فرهنگ لیبرال دمکراسی، متوسل شد؛ از همین روابط عمومی،، به یک مجموعه مقتدر فرهنگی نیاز بود و شاید از این زمان به بعد عملاً ناتوی فرهنگی موجودیت یافت. در همین راستا اندکی پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نظریه پایان تاریخ فوکویاما – استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه جانهاپکینز – در سال 1989 در سطح جهان مطرح گردید. وی در مقالهاش خاطرنشان میکند: «واقعیتی که اینک شاهد عینی آن هستیم تنها پایان جنگ سرد یا عبور از یک دوران تاریخی جنگ سرد نیست بلکه این واقعه نقطه پایان تحول ایدئولوژیکی و بشری و جهانیسازی لیبرالیسم غربی به عنوان شکل نهایی حکومت بشری است.» همچنین همزمان با نظریه مذکور نظریات دیگری مانند موج سوم آلوین تافلر، دهکده جهانی جرج اورول و مک لوهان، برخورد تمدنهای ساموئل هانتینگتون، جهانیشدن و جهانیسازی رابرتسون هابرماس و گیدنز و نظریه عدالت جهان راولز به عنوان مکملهای نظریه پایان تاریخ فوکویاما مطرح شدند، در نتیجه حس جهانشمولی و به تعبیر دیگر احساس کدخدا بودن برای دنیایی که در چارچوب دهکده جهانی گنجانده شده است، سبب گردید که ناتوی فرهنگی عینیت یابد. همچنین میتوان دلایل روی آوردن به ناتوی فرهنگی را نسبت به ناتو با رویکرد نظامی به شرح ذیل بیان نمود:
- گستره و دوربرد ناتوی فرهنگی فراتر از مرزهای جغرافیایی – بلکه مرزهای فکر، اندیشه و فرهنگ ملتهاست – لکن دوربرد ناتوی نظامی مرزهای جغرافیایی یک یا چند کشور است.
- استراتژی و رهیافت ناتوی فرهنگی قبضه کردن باورها، ایدئولوژی و جهانبینی ملتها و فرهنگهاست، لکن استراتژی با رویکرد نظامی تصرف زمین و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادی است.
- ویرانیها، تلفات و خرابیها در کارکرد نظامی و جنگ سخت، محسوس و ملموس است ضمن آنکه با هزینه کردن، قابل بازسازی است، ولی در ناتوی فرهنگی ویرانیها و تلفات و به تعبیر بهتر آسیبها نامحسوس است، بنابراین تخریب فکری و فرهنگی به آسانی بازسازی نمیشود.
- ناتوی فرهنگی جنگ نرم، بدون خاکریز و بیسروصداست اما ناتو با رویکرد نظامی درگیر جنگ سخت و پرسرصداست.
- کارکرد ناتوی فرهنگی بلندمدت، پرجاذبه، پربازده، کمدردسر و کمهزینهتر است، ولی ناتو با رویکرد نظامی کوتاهمدت، خشک و سخت، کمبازده و پردردسر و پرهزینهتر است.
- تلفات انسانی در جبهه نظامی مقدس، با ارزش و ماندنی است و به خصوص در فرهنگی دینی تحت عنوان شهادت از آن یاد میشود اما در عرصه فرهنگی ذهنها و اندیشهها آسیب میبیند.
به طور کلی فرهنگ هر قوم و آیینی و به تعبیر دیگر فرهنگ هر ملت و کشوری دربر گیرنده باورها، ارزشها، آداب، رسوم و بایدها و نبایدهایی است که به عنوان زیربنای اصلی هویت هر کشوری به شمار میآید، بنابراین از جمله اهداف ناتوی فرهنگی به حاشیه راندن فرهنگ ملی و دینی جوامع و ملتهاست تا با حاکم کردن فرهنگ لیبرال دمکراسی در راستای فرهنگسازی جهانی خواستههای خود را در تمام ابعاد تأمین کنند و در عمل اداره کشورها و به تعبیر صحیحتر اداره امور جهان را به دست گیرند. (سریع القلم، محمود)
امریکا و جریان صهیونیسم بینالملل برای عملیاتی ساختن و جنگ نرم در قالب ناتوی فرهنگی علیه جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته و همچنین برای سالهای آینده راهبردها و شیوههای زیر را طراحی کردهاند:
- پیگیری پرونده هستهای ایران و القای غیرصلحامیز بودن این فناوری تبلیغ و اینکه ایرانیها تلاش دارند بمب اتمی بسازند که نه تنها برای امنیت و ثبات منطقه و جهان خطرناک است بلکه موجب تقویت جبهه تروریستها و جریان بنیادگرایی افراطی در جهان خواهد شد.
- سرمایهگذاری در رسانههای دیداری و شنیداری، سازمانهای تبلیغاتی و خبری و کمپانیهای فیلمسازی برای ارائه تصویری سیاه و خطرناک از جمهوری اسلامی ایران برای افکارعمومی جهان که آخرین نمونه آن ساخت و پخش فیلم ضدایرانی 300 بوده است. فیلم دیگری نیز تحت عنوان فرار از تهران توسط کمپانی برادران وارنر در حال تولید است.
- ایجاد فضای رسانهای درباره دخالت ایران در عراق، لبنان و … در نقش بزرگترین مدافع تروریسم که به عوامل ناامنی در این کشورها تسلیحات میرساند و آنها را آموزش نظامی میدهد.
- تقویت و ایده جنبش دمکراسی به سبک امریکایی و مستمسک قراردادن مقوله حقوق بشر، حقوق زنان و دامنزدن به مطالبات صنفی و اجتماعی همچنین سازماندهی نارضایتیها و نافرمانی به اصطلاح مدنی به وسیله مطبوعات خاکستری، احزاب و …
- راهاندازی سایتهای اینترنتی و ارائه نرمافزارهای جاسوسی به عوامل خود در داخل کشور تا ابعاد مختلف جنگ رسانهای به شکل اثربخشتر طراحی و اجرا شود.
- تلاش برای تحلیل مغرضانه از اوضاع داخلی و ایجاد فضای وحشتزا و موهوم از احتمال بروز جنگ، آغاز دوره بحران اقتصادی و مشکلات عظیم ناشی از آن.
- سوءاستفاده تبلیغاتی از اجرای طرحهایی چون طرح امنیت اجتماعی به عنوان محدودکننده آزادی و حقوق زنان و نقش آزادیهای مدنی و اجتماعی.
- ایجاد تقابلهای سیاسی بین سران ارشد نظام اسلامی و القای اینکه جنگ قدرت در جمهوری اسلامی بین چند طیف در جریان است و در نهایت فلان طیف یا فلان گروه پیروز و یا شکست میخورد.
جنگ رسانهای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران
بنیادیترین تعریف از جنگ رسانهای استفاده از رسانهها برای تضعیف کشور هدف و بهرهگیری از توان و ظرفیت رسانهها (اعم از مطبوعات، خبرگزاریها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و اصول تبلیغات) به منظور دفاع از منابع ملی است. جنگ رسانهای یکی از برجستهترین جنبههای جنگ نرم و جنگهای جدید بینالمللی است. اگرچه رسانهای عمدتاً به هنگام جنگهای نظامی کاربرد بیشتری پیدا میکند، اما این به آن مفهوم نیست که در سایر مواقع جنگ رسانهای در جریان نبوده و یا مورد استفاده قرار نمیگیرد. جنگ رسانهای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به صورت غیررسمی ادامه دارد و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش با استفاده از رسانهها، بهرهبرداری میکند. جنگ رسانهای ظاهراً میان رادیو و تلویزیونها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاریها، شبکههای خبری و سایتهای اینترنتی جریان دارد، اما واقعیت آن است که در پشت این جدال ژورنالیستی، چیزی به نام سیاست رسانهای یک کشور نهفته است که به طور مستقیم توسط بودجههای رسمی مصوب پارلمانها یا بودجههای سری سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی و سرویسهای جاسوسی تغذیه میشود.(روبین، مایکل) سربازان جنگ رسانهای، متخصصان تبلیغات، استراتژیستهای تبلیغات بینالمللی و کارگزاران رسانهها هستند. پیچیدگیهای ابعاد مختلف جنگ رسانهای موجب شده تا تصمیمگیری درباره طراحی، تدوین استراتژی، چارچوبها، تکنیکهای کاربردی، نحوه عملیاتی کردن اهداف و مأموریتهای تعریف شده، استفاده از حداکقر از توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار مکتوب، چاپی، صوتی، تصویری، چندرسانهای، اینترنتی و سرانجام انتشار آنلاین تنها به ژنرالهای نظامی واگذار نشود. جنگ رسانهای مقولهای است که همکاری هماهنگ و نزدیک بخشهای نظامی، سیاسی، اطلاعاتی، امنیتی، رسانهای و تبلیغاتی یک کشور را میطلبد. طراحان جنگ رسانهای نه لزوماً ژنرالهای پادگاننشین، بلکه ممکن است پروفسورهای کالجها و دپارتمانهای رسانهای در دانشگاههای معتبر هر کشور باشند.
جنگ رسانهای برخلاف جنگهای نظامی که عمدتاً میان دو یا چند کشور به عنوان ائتلاف با یک کشور جریان مییابند، میتواند میان یک گروه از کشورها با گروه بزرگ دیگری از کشورها با ویژگیهای مشخص جریان یابد. جنگ رسانهای غرب علیه جهان اسلام و جنگ رسانهای غرب علیه کشورهای جهان سوم، دو نمونه بارز از موضوعی هستند که میتوانیم آن را به جنگ جهانی رسانهای تعبیر کنیم. (کاگن، رابرت)
بهرهبرداری چندمنظوره از فناوری جدید ارتباطاتی، یکی از شیوههای جنگ رسانهای علیه ایران است. از سویی شبکه تلویزیون ماهوارهای مخصوص کامپیوتر و اینترنت راهاندازی میکنند و از سوی دیگر با استفاده از اینترنت، سایتها و وبلاگها، به تشریح روش استفاده از آنتنها و رسیورهای ماهوارهای و نحوه عبور از پارازیتها میپردازند.
در تعدادی از سایتها و وبلاگهای مخصوص ماهواره آنچنان از جزئیات فنی کانالها، فرکانسها، سیگنالها و مشخصات آنتنها و انالپی سخن به میان آمده که هر مخاطبی با داشتن سطح اطلاعات اندکی میتواند تشخیص دهد که در پشت چنین سایت یا وبلاگی یک طراح حرفهای و یک برنامه از پیش تعیین شده برای گسترش فرهنگ استفاده از ماهواره در ایران و حل مسائل و مشکلات فنی استفادهکنندگان وجود دارد.
اگرچه توجه مطبوعاتی امریکایی به مسائل ایران بسیار اندک بوده و به ندرت رویدادهای جاری ایران در این رسانهها بازتاب مییابد، اما یک خطمشی کلان و محوری بر این رسانهها حاکم است که بر اساس آن فقط اخبار منفی از ایران بر روی صفحات این نشریات نقش میبندد و عمده گزارشهای خبرنگاران مطبوعات غربی از ایران، یا مربوط به بحرانهای سیاسی، اجتماعات، زدوخوردها و تضاد حاکمیت با مردم و یا مربوط به موضوعات کلیشهای و تکراری مانند نقض حقوق بشر، تلاش برای دستیابی به سلاحهای هستهای و کشتارجمعی و نقش آزادیهای سیاسی و مدنی است. این رسانهها همچنین با انتشار اخبار سری و محرمانه یا اخبار هدایتشده از سوی دستگاههای سیاست خارجی و اطلاعاتی کشور متبوع خود، به ایجاد فضا و جوسازی علیه ایران میپردازد.
ریشهیابی بسیاری از جریانسازیهای رسانهای علیه ایران، برای اولین بار نشان میدهد که این راسنهها که عمدتاً وابسته به محافل صهیونیستی بودهاند با جعل یا انتشار عامدانه برخی اطلاعات، اقدام به ایجاد محور فشار علیه ایران کرده و بیشتر رسانههای بینالمللی تحت تأثیر فضای ایجاد شده، به دنبالهروی از آن مسئله و دامنزدن به بحران خبری و سیاسی پرداختهاند.
در سالهای اخیر، با محوریت یافتن مسائل سیاسی ایران، بسیاری از مطبوعات امریکا، اقدام به اعزام خبرنگار یا تأسیس و تقویت دفاتر نمایندگی در ایران کردهاند.
این مسئله، عیناً در مورد خبرگزاریهایی نظیر رویترز، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، فرانس پرس و شبکههای تلویزیونی بی.بی.سی و سی.ان.ان نیز مصداق دارد. (میلانی، عباس و مایکل مک فول)
شبکهسازی، گزینه جدید امریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران
فعالیتهای شبکهسازی جنگ سرد ایالات متحده و بریتانیا، امروزه برای نبرد با اسلام و حکومتهای اسلامی خصوصاً ایران به کار برده میشود.(www.tebyan.net)
در سطح استراتژیک، ایالات متحده در آغاز جنگ سرد دریافت که شبکهسازی باید بخشی حیاتی از استراتژی همهجانبه آن باشد. بنابراین منابع زیادی را برای تأمین مالی مجموعهای از سازمانهایی که میتوانستند با سازمانهای کمونیستی در اروپای غربی و جهان سوم رقابت کنند، اختصاص داد. سیاستگذاران همچنین دریافتند که تلاشهای آنان در راستای شبکهسازی تنها در صورتی موفق خواهد بود که یک استراتژی خوب و منسجم با همه آژانسها و برنامههای سیاسی امریکا پیوند خورده باشد.
این استراتژی هرچند تا حد زیادی دفاعی بود، ولی از عنصری تهاجمی نیز برخوردار بود. این بدان معنی بود که اگرچه بخش بزرگی از این کوشش در راستای تلاش برای ایجاد ثبات و تقویت نیروهای دمکراتیک در اروپای غربی صورت میگرفت (و بعدها در آسیا و خاورمیانه)، ولی همچنین تلاشهایی برای تضعیف حاکمیت کمونیستی در بلوک شوروی از طریق جنگ سیاسی و اطلاعاتی نیز وجود داشت. امروزه نیز، امریکا این استراتژی را در قالب پروژه ترویج دموکراسی انجام میدهد، به گونهای که کارشناسان امریکایی معتقدند تلاشهای امریکا برای جذب مردمان اروپای شرقی و اتحاد شوروی در دوران جنگ سرد میتواند مدلی برای مقابله با ایران امروزی باشد.(www.brookings.edu)
البته امریکا برای اجرای این استراتژی با مشکلاتی زیادی روبروست. یکی از مشکلات کلیدی پیشروی ایالات متحده در حال حاضر عبارت از چگونگی حفظ اعتبار گروههایی است که از امریکا یا دیگر سازمانهای بینالمللی کمک دریافت میکنند. به همین منظور این کشور برای مقابله با این مشکل سعی دارد تا با تشویق سازمانهای غیردولتی برای گسترش فعالیتهای خود در جهان اسلام، بخشهای عمومی و خصوصی را به یکدیگر مرتبط نموده و نقش خود را به ارائه کمکهای مالی و عملیاتی به این گروهها محدود نماید. نکته مهم در این زمینه این است که امروزه، گروهها و اشخاص در ایالات متحده و اروپا در قالب طرح ترویج دمکراسی و اسلام اروپایی در حال سازماندهی خود برای مبارزه با اسلام هستند.
در برخی موارد، ممکن است دولت ایالات متحده مجبور به اتخاذ نقشی فعالتر در شکلدهی به شبکهها باشد. کنگره آزادی فرهنگی در دوران جنگ سرد که مثالی بسیار موفق به حساب میآمد، میتواند نمونه خوبی از چگونگی متحد ساختن گروههای پراکنده و شخصیتهای همفکر در یک شبکه بینالمللی قدرتمند با حمایت مالی و سازماندهی محدود ایالات متحده باشد. امروزه هدف امریکا از این اقدام عبارت از ایجاد سازمانی دائمی و چندملیتی است که بتواند در نقش یک سکوی فکری برای ترویج دموکراسی امریکایی در جهان اسلام خدمت کند.(www.aei.org)
نخستین گام در این راستان برای امریکا و متحدانش اتخاذ تصمیمی روش برای ایجاد شبکههایی از حامیان خود در کشورهای اسلامی به خصوص در ایران و ارتباطی آشکار میان این فعالیتها با استراتژی همه جانبه امریکا است. برای دستیابی به این هدف، این کشور در تلاش است تا ساختاری نهادی در داخل دولت امریکا برای هدایت، نظارت و بررسی این تلاشها ایجاد کند. بر این اساس، ایالات متحده برای موفقیت سیاست شبکهسازی (که سیاستی نامتقارن و انتخابی است) خود که امروزه برای مقابله با حکومتهای اسلامی خصوصاً دولت جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده است، بر این گروهها تمرکز دارد:
1. شخصیتهای دانشگاهی و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار؛
2. صاحبنظران مذهبی جوان و میانهروابط عمومی،؛
3. فعالان اجتماعی؛
4. گروههای زنان فعال در مبارزات برابری جنسیتی؛ و
5. روزنامهنگاران و نویسندگان میانهرو.
بر همین اساس امریکا استراتژی شبکهسازی خود را بر این اصول قرار داده است
1- آموزش دمکراتیک؛ در این زمینه این کشور تلاش دارد تا با به چالش کشیدن مفاهیم اسلامی به وسیله ارزشهای دمکراتیک غربی، اسلام را مطابق برداشت خود بازتعریف کند.
2- رسانهها؛ حمایت از رسانههای طرفدار غرب برای مبارزه با سلطه رسانهای عناصر مسلمان بسیار مهم است.
3- برابری جنسیتی؛ مسئله حقوق زنان موضوعی مهم در شبکهسازی است. ترویج برابری جنسیتی باید بخشی ضروری از این پروژه برای توانمند ساختن مسلمانان طرفدار غرب باشد.
4- هواداری سیاسی؛ اسلامگرایان دارای برنامههای سیاسی هستند و به همین جهت اسلامگرایان سکولار نیز باید وارد فعالیت سیاسی شوند. در این زمینه فعالیتهای حمایتی در راستای شکلدهی به محیط سیاسی و حقوقی جهان اسلام مهم است.
به طور کلی، امریکا برای موفقیت شبکهسازی در کشورهای اسلامی به خصوص جمهوری اسلامی ایران بر یک استراتژی کلی تأکید دارد و آن تلاش برای معکوس کردن جریان ایدهها است. در این رابطه مطالب و کتابهای مهم متفکران و روشنفکران غربی در میان مسلمانان مهاجر در ترکیه، اندونزی و به ویژه ایران با هدف ترویج اسلام غربی به زبان عربی ترجمه و در سطحی گسترده انتشار مییابد.
علاوه بر این تلاش دارند تا انگارههای غربی از مسلمانان را در جوامع دیگر گسترش دهند.
بر همین اساس در سالهای اخیر تفاسیر رادیکال و متعصبانه از اسلام در بسیاری از جوامع غربی رشد چشمگیری داشته است.(واشنگتن ویبس، 2005)
این رویکردها در نقاشیهای اروپاییان از مسلمین بازتاب یافته که در آن مسلمین اغلب در صحنههای گویای بیرحمی شدید به تصویر کشیده میشدند. تحقیق ریوا سیمون نشان میدهد که کلیشه اصلی مسلمان خشن چگونه هنگام شخصیتپردازی خاورمیانهای در داستانهای جنایی انگلیسی و امریکایی نقشی عمده دارد.
اگر امریکا بتواند افکارعمومی دنیا را متقاعد کند که مسلمانان وحشی و خشن هستند، آنگاه کشتن آنها و تخریب اموالشان مقبولتر به نظر خواهد رسید. این قالب تبلیغاتی به طور معمول به وسیله رسانههای گروهی پخش میشود، به گونهای که این رسانهها تصویر معدودی از مسلمان جنگجو را به عنوان نماینده اسلام بازنمایی مینمایند.(دیویدمککولاف)
علاوه بر این شماری از محققان امریکایی نیز میکوشند تا ثابت کنند که جنگجویان حاضر در میان مسلمین معاصر، تبلور امروزین تروریستهای صدر تاریخ اسلام هستند!
با این نوع استدلالها، کارشناسان امریکایی تأکید میکنند از آنجایی که امریکا و دیگر کشورهای غربی به طور مستقیم توان زیادی برای تأثیرگذاری بر مسلمانان ندارند، باید از خود کشورهای اسلامی برای مقابله با اسلام استفاده کنند در اینجاست که این کشور میتواند با ترویج ایجاد شبکههای مسلمانان میانهرو حامی غرب و پیگیری اقدامات مدنی کمک قابل توجهی را به این مسئله کند.
بنابراین در نبرد ضداسلامگرایی امریکا، مسلمانان میانهرو، لیبرال و سکولار با ارزشهای منطبق با ارزشهای لیبیرال و مدرن، شرکای بالقوه این کشور خواهند بود.
ایالات متحده امریکا تلاش دارد تا با انجام اقدامات مدنی علیه کشورهای اسلامی از جمله ایران به شیوهای نرم بر منابع قدرت جهانی مسلط شود. (جرج کنان)
شبکهسازی تحت پوشش اقدامات مدنی علیه جمهوری اسلامی ایران
صاحبنظرانی همچون رابرت ستلاف در کتاب خود با عنوان نبرد ایدهها در جنگ بر علیه تروریزم درباره چگونگی کمک به متحدان امریکا در نبرد بر ضدحکومتهای اسلامی به خصوص ایران سه پیشنهاد ارائه میدهند: نخست اینکه امریکا متحدان بالقوهای را که شناسایی کند که میتوانند زیر یک چتر دستهجمعی مخالف، با ایدههای اسلامگرایانه سازمان یابند. دوم؛ ایالات متحده باید شرکای خود را در نبرد با موج فزاینده سازمانهای غیردولتی اسلامگرا تقویت کند. این سازمانها تحت پوشش ارائه خدمات اجتماعی به جوامع محلی به مسیر مهمی برای اشاعه افکار اسلامگرایانه در سرتاسر جهان اسلام تبدیل شدهاند. سوم؛ فرصتهای آموزشی لازم – با تأکید بر زبان انگلیسی – در اختیار جوانان مسلمان قرار داده شود. دانش عملی از زبان انگلیسی پنجره رو به جهان را برای جوانان مسلمان میگشاید و به آنها امکان دسترسی به منابع اطلاعاتی جهانی و نه تنها محلی را میدهد.(والتر، ال.هیکسون)
دانیل بایمن کارشناس مؤسسه بروکینگز نیز معتقد است امریکا در مقابل ایران گزینههای محدودی در اختیار دارد. بنا به گفته وی گزینههایی همچون تغییر نظام، بمباران تأسیسات هستهای و اعمال فشارهای دیگر علیه ایران میتواند به تضعیف موقعیت امریکا در خاورمیانه بینجامد.
در مقابل بایمن از استراتژی چندجانبه اعمال فشارهای مدنی و نرم به عنوان ابزارهای بالقوه امریکا برای مقابله با ایران نام میبرد. به اعتقاد وی هدف این استراتژی باید تقویت گروههایی در ایران باشد که به ظاهر از افزایش انزوای کشور ابراز نگرانی میکنند.
گروهی از کارشناسان امریکایی نیز شبکهسازی را در قالب رویکرد تعاملگرایی با هدف تغییر رفتار ایران پیشنهاد میدهند.
براساس این رویکرد، مخالفان جمهوری اسلامی باید متحد شوند و همبستگی مؤثری میان آنها به وجود آید. حامیان رویکرد تغییر رفتار معتقدند اتخاذ رویکرد تعاملگرایانه برای امریکا سخت نخواهد بود چرا که این کشور پیش از این نیز با وضعیتهای مشابه روبهرو بوده است. دونالد ریگان در دهه 80 با وجود که اتحاد جماهیر شوروی را شیطان بزرگ نامید، سالها ایدئولوژی و رفتار شوروی را تحمل کرد، روابط دیپلماتیک خود را با مسکو قطع ننمود و طی این فرایند به نتایج سودمند و عملی برای هر دو طرف دست یافت. حوزههای چهارگانهای که حامیان ایده تعاملگرایی به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی در آنها هستند عبارتند از: 1. مسئله هستهای ایران و به طور کلی سلاحهای کشتارجمعی، 2. حمایت از تروریسم، 3. اخلال در روند صلح خاورمیانه، و 4. وضع حقوق بشر.
مراکزی نظیر مؤسسه بروکینگز، شورای غیردولتی روابط خارجی، مرکز نیکسون، بنیاد کارنگی برای صلح جهانی و مرکز بینالمللی وودرو ویلسون و محققانی چون جفری کمپ، ری تکیه، زیبگینیو برژینسکی، ریچارد هاوس و هنری کسینجر نمایندگان رویکرد تعاملگرا و تغییر رفتار به شمار میروند.(ادوارد.پی، لیلی)
شورای روابط خارجی امریکا و برخی شخصیتهای فعال سیاسی و مقامات اسبق و فعلی امریکا در آن نیز به نحوی رویکرد تغییر رفتار ایران را مورد توجه قرار دادهاند.
مایکل رابین در مقابل درخواست شورای ایرانیان مقیم امریکا مبنی بر درخواست از کنگره امریکا برای قطع بودجه مربوط به فعالیت جامعه مدنی در ایران مطرح نمود: «قطع بودجه مربوط به جنگ نرم علیه رژیم ایران اقدامی نادرست است. مهمترین اقدام این است که ما به روشی نرم رژیم ایران را تغییر دهیم که مهمترین محور آن افزایش بودجه برای گسترش فدرالیسم قومی در ایران است.» نکته مهم این است که بودجه این اقدامات از 4/1 میلیون دلار به 66 میلیون دلار در سال جاری رسیده است که 36 میلیون دلار آن به برنامههای رادیو صدای امریکا و رادیو اروپا آزاد با هدف خدشهدار نمودن چهره ایران اختصاص یافته است. علاوه بر این دپارتمان دولت امریکا 5 میلیون دلار بودجه برای ترجمه این برنامهها به فارسی اختصاص داده است. علاوه بر این، مایکل رابین میگوید که پروژه انقلابهای مخملی باید در مورد ایران هم اجرا شود، به این صورت که با تغییرات فرهنگی در ایران این کشور وتوی فرهنگی شود.
دیگر محور این طرح تمرکز بر نیروهای داخلی برای کاهش مشروعیت رهبران نظام و زمینهسازی برای تغییر نرم رژیم است.
در مجموع به نظر میرسد دلایل چندی موجب شده است تا شاهد نوعی چرخش ظاهری در ادبیات سیاسی مقامات امریکا در قبال نظام جمهوری اسلامی و ماهیت و موجودیت آن باشیم. به دیگر سخن عواملی مانند ناامیدی واشنگتن به تغییر قهری و نرم نظام اسلامی و امکان تهییج جنبشهای اجتماعی، شکست سیاست تغییر قهری رژیم در عراق و بحران امنیتی پس از سقوط رژیم بعث در این کشور و نیز علل ریشهای تر، تاریخیتر و بنیادیتر دیگر موجب شده است تا گفتمان تغییر نظام اسلامی تا حد زیادی افول یابد و به جای آن اندیشه جنگ نرم اهمیت یابد.(کروس، پیتر)
نتیجهگیری
در مجموع به نظر میرسد به رغم تنوع و تکثری که در تئوریزه کردن راهبردهای کلان واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی در عرصه آکادمیک و محافل سیاسی – رسانهای وجود دارد، رویکرد جنگ نرم در قالب ناتوی فرهنگی، جنگ رسانهای، قدرت نرم و شبکهسازی از اهمیت خاصی برخوردار است.
جنگ نرم فرایندی هدایت شده (پروژه) و به شدت متأثر از محیط داخلی و بینالمللی است. در محیط داخلی، زمینههای تهدیدات نرم بسیار گسترده و پیچیدهاند، به نحوی که از سوءرفتار یک مقام مسئول در برخورد با مردم تا سوءمدیریت در بخشهای اجرایی و فساد اداری و… میتواند عاملی برای ایجاد زمینههای جنگ نرم و نارضایتی عمومی باشند. به همین دلیل در عرصه داخلی تمام دستگاههای دولتی در جلوگیری از شکلگیری زمینههای جنگ نرم مسئولیت دارند.
اساساً بدون بالا بردن ظرفیت مسئولیتپذیری تمام دستگاههای دولتی نمیتوان با تهدیدات نرم و جنگ نرم مقابله کرد. در عرصه بینالمللی نیز با توجه به نقش اساسی عامل خارجی در جنگ نرم، باید با طراحی سیاست خارجی منطقی و تهاجمی از دخالت سایر کشورها در امور داخلی و تعرض به حاکمیت کشور جلوگیری کرد.
از آنجایی که برای مقابله با تهدیدات نرم داشتن استراتژی بیش از داشتن قدرت مؤثر است، در نتیجه شایسته است استراتژی مقابلهای با پروژه جنگ نرم در دو حوزه داخلی و بینالمللی تدوین و نقش هر یک از نهادهای دولتی در آن مشخص و تبیین شود. در این راستا، تقویت توانمندیهای کنترلی سازمانهای امنیتی ضروری است. در راستای تقویت توانمندیهای امنیتی نیز برای جلوگیری از افزایش بیرویه هزینههای امنیتی و تأثیر منفی آن بر بودجه سایر بخشها، باید نسبت به هماهنگی کامل نهادهای امنیتی کشور جهت بهرهوری کامل از ظرفیتهای امنیتی موجود اقدامات لازم در دستور کار قرار گیرد.
- پیشبرد طرحهای توسعهای در مناطق محروم و مرزی در ابعاد مختلف جهت از بین بردن ظرفیتهای واگرایی و زمینههای اعتراض اجتماعی مانند فقر، ناامنی، تورم، بیکاری، ترافیک و …
- پرهیز از تهدیدانکاری بیش از حد در فعالیت نهادهای غیردولتی و گسترش آزادیهای مدنی در چارچوب قانون اساسی همراه با هوشیاری لازم جهت اجتناب از تهدیدات احتمالی این نهادها در حوزههای امنیت سیاسی و اجتماعی.
- تلاش برای عملیاتی کردن حداکثر ظرفیتهای معطلمانده قانون اساسی در حوزه مردمسالاری دینی.
- تقویت زیرساختهای فرهنگی – آموزشی با هدف تقویت حس میهندوستی.
- تقویت کنترل و نظارت عام بر نهادهای غیردولتی با قانون"ذاری مناسب در این حوزه.
- نظارت و کنترل بر سازمانهای مردمنهاد و موضوع فعالیت آنان و به ویژه درآمدها و کمکهای مالی به آنان.
- همسان کردن ظرفیتهای سازمانهای امنیتی کشور با ماهیت تهدیدات نرم.
- افزایش کارآمدی نظام اداری و اجرایی کشور.
- فراهم آوردن زمینه عضویت نخبگان در نهادهای دولتی و سیاسی با هدف جلوگیری از جذب آنان در جبهه مخالفان.
پینوشتها
1- http://www.aei.org/publications/pubID.26987,filter.all/pub-detail.asp.
2- Kogut,B.,A.Metiu.2001.Open Source Software development and distributed innovation. Oxford Rev. Econom. Policy (17(2) 248-264.
3- W.G.Austin,S.Worchel,eds. The Social Psychology of inter – Group Relations. Brooks. Brooks /Coole, Monterey, CA.
Taylor, C.T.,Z.A Cilberston. 1973. The Economic Impact
4- محمود سریعالقلم، مبانی نظری سیاست خارجی دولت بوش، فصلنامه مطالعات منطقهای، زمستان 1381، ص 10.
5- Michael Robin, Can Iran be Trusted? AEI, Middle Eastern out Look, 1 Sept 2006, p.5.
6- Robert Kagan, "It s the Regime, stupid', Washington Post, 29 Jan 2006, p.7.
7- Abbas Milani, Michael McFaul, To Tame Tehran, Washington Post, 28 Jan, 2006, p.21.
8- http://www.tebyan.net/Archive/Society-Politics/2007/8/2/44061.html
9- http:www.brookings.edu/opinions/2007/09middleeast-telhami.aspx.
10- http://www.aei.org/events/eventID.1254,filter.all/event-detail.asp.
11- Ibn Rushd Fund for Freedom of Thought, "Who Are We?" Web page, n.d.
12- گفتگوی پژوهشگر مؤسسه رند با کارکنان کمیسیون ایالات متحده در زمینه آزادی مذهبی در سطح بینالمللی، واشنگتن دی.سی.نوامبر 2005.
13- David McCullough, Truman, New York: Simon and Schuster, 1992, P.546.
14- George Kennan, Memoirs: 1952 – 1950, Boston: Little, Brown, 1967. Pp.319-320.
15- Walter L.Hixson, George F.Kennan: Cold War Iconoclast, New York: Couumbia University Press, 1989.p.56.
16- Edward P.Lilly, "The Development of American psychological operations, 1945 – 1951," December 19, 1951, Box 22.p.35.Records of the Psychological Strategy Board, Harry S.Truman Library.
17- Policy Phanning Staff to National Security Group 273, Records of the National Warfare," 4 May 1948, Record Group 273, Records of the National Security Council, NSC 10/2. National Archives and Records Administration.
18- Peter Grose, Operation Rollback: America s Secret War Behind the Iron Curtain, Boston: Houghton Mifflin, 2000, p.98.
19- http://www.brookings.edu/testimony/2007/1023iran.aspx

